عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : چهارشنبه 18 دی 1392
بازدید : 595
نویسنده : plak10

پسری به دختری که تازه باهاش دوست شده بود میگه:

امروز وقت داری بیایی خونمون؟

دختر:مامانم نمیزاره به چه بهونه ای بیام؟

پسر:بگو میخوام برم استخر.....

دختر اومدخونه دوست پسرش

پسر:تو که اومدی استخر باید موهات خیس باشه برو حموم موهاتو خیس کن

وقتی دختر میره حموم پسر یکی یکی به دوستاش زنگ میزنه....

پسره دوستاش یکی یکی میرن حموم و به دختر......

اونی که اخری رفت حموم 1ساعت 2ساعت....

دیدن خیلی دیرکرده

رفتن حموم دیدن دختره وپسره رگ دستاشونو باهم زدن و گوشه حموم افتادن و روی حموم نوشته

نامردا خواهرم بود



مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


بهترین ها از دنیای دف نوازي و موسيقي سنتي، دنياي هنر و هنرمندان

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران