عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : پنج‌شنبه 07 اسفند 1393
بازدید : 1597
نویسنده : plak10


به نام آنکه هستي نام از او يافت
براي شروع اين بحث نياز است که ما ه به معناي موسيقي و هم عرفان واقف باشيم؛ و دريابيم که جايگاه عرفان در دنياي صنعتي همراه با سرعت روز افزون تکامل علم و تکنولوژي کجاست
علم چيست؟
الف) به معني راستي ها و اطلاعات؛ با اين تعريف زيست شناسي، منطق، اخلاق، فلسفه و عرفان جزء علم و شاخه اي از آن به حساب مي آيند
ب) صرفا دانستيني هايي که از طريق تجربه حسي به دست مي آيند که با اين تعريف منطق (روش هدايت فکر)، اخلاق (دانش خوبي ها و بدي ها) و عرفان (دريافت دروني) علم محسوب نمي شوند. 
البته مولانا به مفهوم علم در معناي نخست معتقد بوده است.

خرده کاري هاي علم و هندسه 
يا نجوم و علم و طب و فلسفه
که تعلق با همين ديني ستمش
ره به هفتم آسمان بر نيستيش
علم راه حق و علم منزلش
صاحب دل راند آن را با دلش

عرفان: طريقه اي در کشف حقايق جهان پيوند انسان و حقيقت؛ نه بر عقل و استدلال، بلکه بر ذوق و اتحاد با حقيقت تکيه دارد. عرفان حضور مستقيم است؛ نه حصول.
"آيا موسيقي عرفاني امروز همان موسيقي سماع ديروز است؟"
سماع چيست؟ سماع بدان گونه که مردان راه خدا و سالکان عشق و عرفان از آن دم زده اند اگر چه ظاهرا به مجلس رقص و موسيقي مي ماند. اما در باطن امري است مقدس و منزه.
سماع از سه عنصر تشکيل مي شود:
الف) شعر:
گر از اين دست زند مطرب مجلس ره عشق
شعر حافظ برد وقت سماع از هوشم
ب) موسيقي:
مطرب چه پرده بافت که در مجلس سماع
بر اهل وجودمان در هاي و هوي بست
ج) رقص: 
در سماع آي وز سر خرقه برانداز و برقص
ورنه با گوشه ي دو خرقه ي ما در سر گير
توضيح: 
خرقه = دلق

ساغر مي در کفم نه تا ز سر
بر کشم اين دلق ارزق فام را

خرقه بر دو قسم است
خرقه ارادت: فقط از شيخي که مريد وي است دريافت مي کند که مرگ سبز نام دارد.
خرقه تبرک: که از هر شيخي مي توانند دريافت کنند. 

خدا را کم نشين با خرقه پوشان
رخ از رندان بي سامان مپوشان

سماع بر اثر غلبه عشق و وجد حاصل مي شود و در نهايت نوع موسيقي است که حاکي از عشق به معبود ازلي است.
دکتر زرين کوب در کتاب خود اين گونه مي نگارد: "مولانا مجلس سماع را همچون محلي مي داند که مردان خدا در آن تجلي رويت خدا را تجربه مي کنند و گويي سماع آنها را از همه ي عالم هاي ديگر بيرون مي آورد و به لقاي حق واصل مي گرداند و از اين سماع حقيقي به سماع راست نام مي برد."

بر سماع راست هر کس چير نيست
لقمه ي هر مرغکي انجير نيست

رقص سماع: چرخ زدن به نشانه ي آنکه هر جا رو کني روي خدا است.
پايکوبي: ما سوا الله را زير پا مي نهد.
دست افشاني: خرسندي ناشي از غلبه بر نفس اماره و حالتي مي گيرند که کف دست راست رو به آسمان و کف دست چپ رو به زمين است و از آسمان فيض مي گيرند. موسيقي به معناي عام را مولانا در قصه پير چنگي بيان مي کند و اضهار ندامت از اينکه قسمت اعظم جواني را صرف لهو لهب خلايق کرده است:

چنگ را برداشت شد الله جوي
سوي گورستان يثرب آه گوي
گفت عمر و مهلتم دادي بسي
لطف ها کردي خدايا با خسي
نيست کس امروز مهمان توام
چنگ بهر تو زنم کان تو ام

از نظر مولانا پرداختن به موسيقي و سماع عارفان فقط به منظور پاک ساختن روح و صفاي دل براي رهايي از زندان نفسيات است و رهيابي به عوالم مقدس. مطرب مورد نظر او مطرب عشق است. مطرب عشق تنها به قصد قربت به معبود ازلي دست به ساز مي برد و دعا مي کند براي مطربان عشق الهي. 
خدايا مطربان را انگبين ده
براي ضرب دست آهنين ده
غزالي طوري آداب سماع را بيان مي کند که گويي آنان در حال تشهد نماز به سر مي برند. پس آيا سماع براي ايشان نوعي عبادت نيست؟ پس تلويحاً بايد اينگونه بيان کرد که موسيقي عرفاني سماع نيست.
زيرا مقيد به هيچ يک از احکام و آداب مذکور در قاموس عرفان نيست. مثلا شعر يار مرا غار مرا... را ترانه مي کند که مزامين عرفاني در آن هاست که حتي افرادي مطلع احتياج به چند جلد فرهنگ دارند. چه برسد به عوام الناس. سماع موسيقي مورد نظر عرفا تنها مربوط به خاص الخاص است. از آدميان يعني اوليا خداست و نوعي راز و نياز با خداست و شرط اصلي آن قصد قربت است که شرط اول هر عبادتي است.
سماع مردان خدا در اين حالت با شنيدن نغمات دف و ني مطربان بيروني صورت نمي گيرد:
مطربانشان از درون دف مي زنند
زجر ها در عشقشان کف مي زنند

پس موسيقي در عرفان به منزله ي زمينه اي براي تقويت و تشديد چنين حال و هواي ناب و تداعي نغمه هاي آسماني است. اگر اين حال به وجود آيد ديگر برايش شنيدن دف زني و ب کوبه ي چکش زرگران ، فرقي ندارد و عارف در اين حال درون را مي نگرد و حال را نه برون و او قال را و اين اصالت حالت است نه اصالت قال.
ذکر مجالس سماع داوود نبي (ع) هم در کيمياي سعادت بيان شده است.
***
چرا سماع خوش است؟
روح انسان بيش از آنکه در قالب خاکي در آيد نغمات آسماني را شنيده است و به آن علاقمند شده است. موسيقي و نغمات آن يادگار و يادآور گذشته خوش اوست.
مومنان گويند کآثار بهشت
نغز گردانيده هر آواز زشت
ما همه اجزاي آدم بوده ايم
در بهشت آن لحن ها بشنوده ايم
گر چه بر ما ريخت آب و گل ، شکي
يادمان آيد در آنها اندکي

يک فيلسوف انگليسي معتقد است که ضربان قلب، نور، صوت، حرارت، جذر و مد دريا، حرکات سيارات و توالي فصول چهارگانه همه موزون است و به قول شاعر جهان چون خط و خال و چشم و ابروست که هر چيز به جاي خويش نيکوست. همه چيز همه ي آفريده ها موزونند و موسيقي و هارموني دارند که زيبايي معنوي است.

شهباز جلال ذولفنون است سماع
خراش قلوب اهل حال است سماع
در مذهب منکران حرام است سماع
در مذهب عاشقان حلال است سماع
شرح آراء حافظ در باب سماع:

6 بيت در ديوان اوست که به اساسي ترين موضوعات مي پردازد.
1. در تاييد نظر همه ي مشايخ عرفان اسلامي حافظ نيز معتقد است که سماع را تنها در نغمه ي ناي و دف نبايد جست. بلکه اگر به گوش جان بشنويم اساسا تمام کائنات در حال سماع هستند:
از زواياي طربخانه ي جمشيد ملک
ارغنون ساز کند زهره به آهنگ سماع

2. در سماع آي وزسر خرقه برانداز و برقص
ورنه با گوشه رو و خرقه ما در برگير

3. بين که رقص کنان مي رود به ناله چنگ
کسي که رخصه نفرمودي استماع سماع

4. عظمت شان و مقام سماع راست را به حدي دانسته که حقيقت آن قدسيان را در عرش به دست افشاني و پايکوبي وامي دارد.

يار ما چون گيري آغاز سماع
قدسيان را در عرش دست افشان کنند

5. در آسمان نه عجب گر به گفته ي حافظ
سرود زهره به رقص آورد مسيحا را

6. مطرب عشق عجب ساز و نوايي دارد
نقش هر پرده که زد راه به جايي دارد


تاریخ : پنج‌شنبه 07 اسفند 1393
بازدید : 638
نویسنده : plak10

موسیقی سنتی ایرانی، شامل دستگاه‌ها، نغمه‌ها، و آوازها، از هزاران سال پیش از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در متن مردم ایران جریان داشته، و آنچه دل‌نشین‌تر، ساده‌تر و قابل‌فهم تر بوده‌است امروز در دسترس است. یکی از گروه های تاثیر گذار در زمینه احیای موسیقی عرفانی ایران ، گروه موسیقی عرفانی سیمرغ میباشد که با سعی وافر استاد میثم افشین ، راه پر فراز و نشیب موسیقی سنتی بومی ایران را میپیماید.

استاد میثم افشین

متولد 1356 در خانواده ای هنرمند، پدر وی شاعر و صاحب نظر در معماری سنتی، مادرش نقاش، برادران وی نیز در رشته موسیقی و عکاسی مشغول به فعالیت هستند، در سال 1373 با فراگیری مجسمه سازی و منبت کاری وارد عرصه هنر گردید و در سال 1375 دف را نزد دوست و همراه همیشگی خود استاد مهدی هاشمی فرا گرفت و سپس در جهت تکمیل و تحقیق در روشها و سبک های مختلف دف نوازی عازم مهد دف شهر سنندجگردید و در آنجا محضر بزرگ دف ایران استاد مرحوم خلیفه کریم را درک کرد و جزو آخرین شاگردان استاد بود. پس از رحلت استاد با جانشین ایشان استاد یاسینی آشنا شد و ادامه راه را در محضر ایشان پیمود.

میثم افشین تحقیقات بسیاری در زمینه مقام های دف انجام داده و برای این مهم، علاوه بر کردستان ایران، به نقاط مختلف کردستان عراق نیز سفر نموده است. ایشان جزو معدود افرادیست که بر اکثر روش ها و سبک های دف نوازی تسلط دارند. وی درطول سال های فعالیت خود بالغ بر هزار هنرجو را آموزش داده که تعداد کثیری از آن ها هم اکنون جزء دف نوازان نامدار و مدرسان این ساز عرفانی می باشند. کتاب مقام های دف و روش های دف نوازی ایشان دردست تالیف است.

هم اکنون استاد افشین به اتفاق همسرشان خانم رمضانی در زمینه آموزش و اجرای دف و صنایع دستی مشغول به فعالیت می باشند.


تاریخ : چهارشنبه 06 اسفند 1393
بازدید : 574
نویسنده : plak10

تاریخ : چهارشنبه 06 اسفند 1393
بازدید : 562
نویسنده : plak10

تاریخ : چهارشنبه 06 اسفند 1393
بازدید : 792
نویسنده : plak10

ساخت دف توسط استاد افشین


تاریخ : چهارشنبه 06 اسفند 1393
بازدید : 763
نویسنده : plak10

ساخت دف توسط استاد افشین


تاریخ : چهارشنبه 06 اسفند 1393
بازدید : 480
نویسنده : plak10

استاد پورعطایی


تاریخ : چهارشنبه 06 اسفند 1393
بازدید : 563
نویسنده : plak10

استاد پورعطایی


تاریخ : چهارشنبه 06 اسفند 1393
بازدید : 597
نویسنده : plak10

تاریخ : چهارشنبه 06 اسفند 1393
بازدید : 614
نویسنده : plak10

بهترین ها از دنیای دف نوازي و موسيقي سنتي، دنياي هنر و هنرمندان

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران