عضو شوید
عضویت سریع
آمار مطالب
آمار کاربران
کاربران آنلاین
آمار بازدید
اشک را در چشمانم دید میدانست برای جدایی از اوست دستانش را در جیب هایش کرد خیره خیره به من نگاه میکرد اشکم سرازیر شده بود قلبم میترسید التماسش را میکرد به پایش افتاده بود واشک میریخت به غرورم نگاه میکردم زیر پایش بود هزار تکه شد در لایه هایه زیرینه نگاهش غم بود درکم میکرد به خدا درکم میکرد به خداا خدا؟ اما رفت رفت رفت رفت برای همیشه
مطالب مرتبط با این پست :
RSS
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید