عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : یکشنبه 30 شهریور 1393
بازدید : 676
نویسنده : plak10


تاریخ : یکشنبه 30 شهریور 1393
بازدید : 704
نویسنده : plak10





















تاریخ : یکشنبه 30 شهریور 1393
بازدید : 704
نویسنده : plak10






















تاریخ : یکشنبه 30 شهریور 1393
بازدید : 843
نویسنده : plak10
سخت است درک کردن دخــــ ـــــتری که....
غــ ـــم هایـــــ ـش را خودش میـــ ــداند و دلش ...
که همه تنـــ ـــــ ـــــها لبــــخـــندهایش رامیبینند...
که حســــ ــــــ ـــــرت میـــــخورند بـــخاطرشاد بودنــــ ــــ ـــش .
بخاطر خنده هایـــــــ ــــــــ ــــش ......
وهیــــــ ـــــــــ ــــــچکس جز همان دختــــــــــر نمیــ ـــداند چقدر تنهاســ ـــــت ...
که چقدر میـــــــــ ـــــــ ـــــترسد .
از باخـــــــــ ــــــــتن ...
از اعتــــ ــــــ ــــــمادِ بی حاصلش ...
از یـــــ ـــــ ـــــخ زدن احسـاسش...


تاریخ : یکشنبه 30 شهریور 1393
بازدید : 677
نویسنده : plak10

پسرک ده ساله در یک شب سرد زمستانی....سر چهار راه لرزیده وترسیده به ماشین هایی نگاه میکرد که باید برای اولین بار بهشون گل میفروخت.....پسرک قدم اول روبرداشت پاهاش از درون میلرزید...بغض داشت خفش میکرد..... خسته بود....اما یاد مریضی مادرش افتاد یاد پدر معتاد وبی مسئولیتش.....دستان کوچکش از حرص مشت شدو به طرف ماشینی که نزدیکش بود رفت وبه شیشه اش زد وگفت:آقا....گل،تورو خدا یه گل بخر اما مرد رویش را اونور کرد ودستش را به معنی برو بابا برای پسرتکونی داد پسرک رفت سراغ ماشین دوم.....سوم....چهارم وماشین های بعدی امابرخی شیشه ماشینشان را بالا میکشیدند و بعضی دیگر که باادب تر بودند به او میگفتند گل لازم ندارند،ساعت نه شب بود اما او از ده دسته شاخه گل فقط چهار دسته اش را فروخته بود به پولهایش نگاه کرد واشک توی چشمان نازش حلقه بست....فقط بیست تومان با این پول حتی نمیتوانست یکی داروهای مادرش را بخرد احساس ضعف میکرد تصمیم گرفت بیشتر کار کند اما خیابان خلوت بود.... که یک ماشین را آن طرف خیابان دید وبه طرفش دویداما اون دویدن آخرش بود چرا که یک ماشین باسرعت به او زد و در رفت پسرک روی زمین افتاد ومردم به دورش جمع شده بودند و اظهار نظر میکردند تا یک مرد او را بلند کرد وبه بیمارستان رساند اما پسرک درست چند ثانیه قبل با آن زندگی بیرحم وداع کرده بود وبه سوی فرشتگان سفید پوش پرواز کرده بود.


کودکی ده ساله ام من با دو پای کودکانه خسته از جور زمانه
خسته ازشلاق های سرد هر شب
میدوم بر بام خانه میدوم بر بام خانه
سرد وترسان زار وگریان با دو بال کودکانه
می رهم از این زمانه می رهم از این زمانه
مشق امشب باز باران قصه ای غمناک شد لاله ای پرپر شد وقربانی تریاک شد

باز باران بی ترانه می خورد بر بام خانه نرم نرمک میچکد غم از در ودیوار خانه



تاریخ : یکشنبه 30 شهریور 1393
بازدید : 785
نویسنده : plak10


تاریخ : جمعه 28 شهریور 1393
بازدید : 815
نویسنده : plak10

حوالی رویاهایم که قدم می زنم ! میبینم خیابان را با بوی باران دوست دارم ... خودم را با بوی تو ...!


تاریخ : چهارشنبه 26 شهریور 1393
بازدید : 1547
نویسنده : plak10

 

6 MajlesiWwW.KamYab.ir  جدیدترین مدل های لباس مجلسی برای خانوم ها 2014

 

 

2 MajlesiWwW.KamYab.ir  جدیدترین مدل های لباس مجلسی برای خانوم ها 2014

3 MajlesiWwW.KamYab.ir  جدیدترین مدل های لباس مجلسی برای خانوم ها 2014

 

 

4 MajlesiWwW.KamYab.ir  جدیدترین مدل های لباس مجلسی برای خانوم ها 2014

1 MajlesiWwW.KamYab.ir  جدیدترین مدل های لباس مجلسی برای خانوم ها 2014

7 MajlesiWwW.KamYab.ir  جدیدترین مدل های لباس مجلسی برای خانوم ها 2014

 

 

8 MajlesiWwW.KamYab.ir  جدیدترین مدل های لباس مجلسی برای خانوم ها 2014

7 MajlesiWwW.KamYab.ir  جدیدترین مدل های لباس مجلسی برای خانوم ها 2014


بهترین ها از دنیای دف نوازي و موسيقي سنتي، دنياي هنر و هنرمندان

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید