عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

منوی کاربری

:: خوش آمدی : [Login_Name]
:: آخرین ورود:[Login_Date_Last]
:: نام کاربری : [Login_Username]
:: پنل کاربری
:: مشاهده پروفایل
:: ارسال پست جدید
:: ویرایش پروفایل
:: خروج از سایت
تاریخ : دوشنبه 13 آبان 1392
بازدید : 728
نویسنده : plak10

گفتمش آرام جانی ؟ گفت : نه

گفتمش شیرین زبانی ؟ گفت : نه

گفتمش نا مهربانی ؟ گفت : نه

می شود یه شب بمانی ؟ گفت : نه

دل شبی دور از خیالش سر نکرد

گفتمش افسوس او باور نکرد

خود نمی دانم خدایا چیستم !

یک نفر با من بگوید کیستم !

بس کشیدم آه از دل بردنش

آه اگر آهم بگیرد دامنش

با تمام بی کسی ها ساختم

وای بر من ساده بودم باختم

دل سپردن دست او دیوانگی ست

آه غیر از من کسی دیوانه نیست

گریه کردن تا سحر کار من ست

شاهد من چشم بیمار من ست

فکر می کردم که او یار من ست

نه فقط در فکر آزار من ست

نیتش از عشق تنها خواهش است

دوستت دارم دروغی فاحش است

یک شب آمد زیر و رویم کرد و رفت

بغض تلخی در گلویم کرد و رفت

مذهب او هر چه باداباد بود

خوش به حالش کین قدر آزاد بود

بی نیاز از مستی می شاد بود

چشم هایش مست مادر زاد بود

یک شبه از قوم سیرم کرد و رفت

من جوان بودم پیرم کرد و رفت ... !

 

 

 

 


تاریخ : دوشنبه 13 آبان 1392
بازدید : 544
نویسنده : plak10

سنگ قبر نوشته شده به خط بریل کریستوفل کشیش آلمانی مدرس نابینایان در ایران متوفی ۴ اردیبهشت ۱۳۳۴ در آرامگاه ارامنه‌ اصفهان

عکسی از یک سنگ قبر عجیب با خط بریل در ایران


تاریخ : یکشنبه 12 آبان 1392
بازدید : 542
نویسنده : plak10
خانم قصاب ساطور به دست دیدن (+عکس)

خانم زهرا شکوهی اولین زن قصاب ایرانی است که هر صبح دست به ساطور می برد تا راسته‌ها را بی‌استخوان و استخوان‌ها را بی‌گوشت کند.

۱۲سال است که پا به پای شوهرش مغازه قصابی‌شان را می‌چرخاند و با این که تا کلاس پنجم بیشتر نخوانده، حساب دخل و خرج قصابی را دارد. می‌گوید: «صبح که برای نماز بیدار می‌شوم دیگر خوابم نمی‌برد.

 همان موقع برای ناهار غذا را بار می‌گذارم و سر ساعت ۸، مغازه را باز می‌کنم. ساعت ۱۱ هم دوباره به خانه برمی‌گردم تا بقیه کارهای مربوط به ناهار را انجام دهم و سر ساعت ۳، دوباره به مغازه برمی‌گردم و تا ۸ شب اینجا می‌مانم.»

تاریخ : یکشنبه 12 آبان 1392
بازدید : 813
نویسنده : plak10

http://imgdl1.topnop.ir/uploads/201206/tpn5293/large/TFnZ1N2MKp.jpg

 

http://imgdl1.topnop.ir/uploads/201206/tpn5293/large/fnZrnjczB5.jpg

http://imgdl1.topnop.ir/uploads/201206/tpn5293/large/XIchXv3wws.jpg

http://imgdl1.topnop.ir/uploads/201206/tpn5293/large/iAvNl7ZuhC.jpg

http://imgdl1.topnop.ir/uploads/201206/tpn5293/large/ziQUoGexZn.jpg

http://imgdl1.topnop.ir/uploads/201206/tpn5293/large/XJsnFwNFN7.jpg

http://imgdl1.topnop.ir/uploads/201206/tpn5293/large/ofE0xUEHhQ.jpg

http://imgdl1.topnop.ir/uploads/201206/tpn5293/large/OC8NQAnAlw.jpg

http://imgdl1.topnop.ir/uploads/201206/tpn5293/large/LrtTRjsotg.jpg

http://imgdl1.topnop.ir/uploads/201206/tpn5293/large/GV3j7nEHuJ.jpg

http://imgdl1.topnop.ir/uploads/201206/tpn5293/large/U28WsJau8q.jpg

 


تاریخ : یکشنبه 12 آبان 1392
بازدید : 412
نویسنده : plak10
ظالم که باشی بهت میگن ... : حیوون ؛
 
مظلوم باشی میگن ... : آخی ... حیوونی ... ؛
 
 
4okg3gsn66953teyzx10.jpg

تاریخ : یکشنبه 12 آبان 1392
بازدید : 3038
نویسنده : plak10

نسرین مقانلو

نسرین مقانلو در مورد زندگی نامه اش می گوید : در اول تیر سال ۱۳۴۷ در تهران به دنیا آمدم و دیپلم امور مالی کامپیوتر دارم. حدود ۱۰ سال پیش ازدواج کردم.
مدتی در امریکا زندگی می کردم و ۲ سال پیش به ایران بازگشتم.

ثمره ازدواجم ۲ پسر به نام های «عرشیا» و « آرمین » ۸ و ۳ ساله است. مقانلو در مورد پدرش می گوید : او موسیقی کار می کرد و در اصل ضرب و تمپو می زد. من از دوران طفولیت با پدرم به تئاتر می رفتم و همان تئاتر رفتن ها باعث شد به هنر علاقه مند شوم. فکر می کنید تنها برادر نسرین مقانلو که باشد ؟ بله ، « بیژن مقانلو » است که قهرمان تکواندو بود و در حال حاضر مربی تیم ملی جوانان ایران است. تک خواهر وی نیز در امریکا سکونت دارد. کودکی مقانلو در محله « فتح علیشاه » به دنیا آمدم و در آنجا زندگی کردم. بچه سر و زبان دار و شیطانی بودم. درسم را تا حد درس دوست داشتم و بیشتر به کارمندی علاقه داشتم ، گرچه پدر و مادرم مخالف هنر من بودند ، به خصوص مادرم که همیشه می گفت : « اگر چیزی که دوست داری به آن برسی ‌، اما نرسی ، سرخورده می شوی ، پس سعی کن اگر می خواهی هنر را دنبال کنی ، جدی دنبال کنی ». و این حرف از آن زمان آویزه گوشم بود تا به امروز. حالا که خودم مادر شده ام ، دوست دارم فرزندانم در کاری که دوست دارند ، فعالیت کنند. من هم دوست دارم فرزندانم اگر به این رشته علاقه دارند ، این کار را دنبال کنند. اما شوهر مقانلو از فوتبالیست های سابق تیم ملی ایران و باشگاه پاس به نام کمال خلیلیان است و در حال حاضر نمایشگاه اتومبیل دارد ، البته لیسانسیه آرشیتکت نیز هست. مقانلو درباره شوهرش می گوید : او در دوران راهنمایی تئاتر می نوشت و من با بچه ها آن را بازی می کردیم در سن ۲۲ سالگی یک تئاتر کار کردم و بعد به بنیاد فارابی رفتم و آنجا بودم که رسول صدرعاملی مرا برای فیلم « قربانی » در سال ۱۳۷۰ انتخاب کرد. در فیلم « قربانی » نقش عروس خانواده ای را بازی می کردم که زنی مستقل بود و از آنجا بود که به ترتیب در فیلم های امید ، بازیچه ، همه دختران من ، همسر ، نابخشوده ، بن بست و شیاد بازی کردم. انتخاب نقش ها دوست دارم نقش هایی را بازی کنم که مشکلات مردم را بیان می کند ، همچنین دوست دارم در سناریویی بازی کنم که فیلم نامه قوی داشته باشد ؛ چون فیلم نامه قوی باعث می شود که یک بازیگر با روحیه ای دو چندان به ایفای نقش بپردازد. مقانلو همزمان با بازی در تئاتر توانست به تلویزیون هم رو آورد. سریال « لبخند و زندگی » را می شود از اولین کارهای تلویزیونی او دانست. در سریال لبخند و زندگی او با ثریا قاسمی همبازی بود و در نقش « سمیرا » ایفای نقش کرد. مقانلو در مورد فیلم « همسر» که مهدی فخیم زاده آن را ساخته است ، در نقش اولین پلیس زن ایران بازی کرد. گرچه عده ای به من می گویند نقش منفی بازی کردی ، اما باید به یاد داشته باشیم که بازی در نقش منفی کاری بس دشوار است وی در این باره می گوید : در آن زمان محدودیتهایی داشتیم ، اما با این حال « همسر » بیننده های زیادی را جذب کرد ، پس از این کا در سال ۷۲ ازدواج کردم و پس از دو سال و نیم به ایران بازگشتم و در فیلم « نابخشوده » ایرج قادری بازی کردم ، اما از آنجایی که باردار بودم ، پس از « نابخشوده » دیگر بازی نکردم و دوباره به امریکا رفتم و در سال ۷۸ به ایران بازگشتم و در فیلم « بن بست » بازی کردم. مقانلو در مورد فیلم « همسر » که در زمان اکران بسیار موفق ظاهر شد می گوید : هنوز پس از گذشت ۱۰ سال از پخش آن فیلم مردم وقتی مرا می بینند ، به من می گویند : شما همان خانمی هستید که در فیلم « همسر » در نقش آن پلیس زن ظاهر شد. من فیلم « همسر » را به خاطر نقشی که در آن بازی کردم دوست داشتم ، اما نقشم در فیلم « امید » را نیز بسیار دوست داشتم ؛ چون نقشی بسیار عاطفی بود . مسافری از هند مطبوعات نمی دانستند که من از امریکا بازگشته ام ، گویا قاسم جعفری شنیده بود که من به ایران بازگشته ام ، از این رو با من تماس گرفت و گفت برای بازی در سریال « مسافری از هند » که تصویربرداری اش سه ماه و نیم طول کشید ، بازی کنم. گرچه عده ای به من می گویند نقش منفی بازی کردی ، اما باید به یاد داشته باشیم که بازی در نقش منفی کاری بس دشوار است. به هر حال با این نقش کنار آمدم و از بازی در این سریال راضی هستم ، البته عده ای هم می گویند برای بازی با توجه به داشتن پسری بزرگ ، بسیار جوان بودم ، اما باید بگویم که من زنان زیادی را دیده ام که در سن کم برای مثال ۱۴ ، ۱۵ سالگی ازدواج کرده اند و باردار شده اند. زمانی با روحیه نامتعادل دوست دارم نقش زنی را بازی کنم که از نظر روحی دچار مشکل باشد و شخصیت ثابت درستی نداشته باشد. تاکنون من نقش های زیادی را بازی کرده ام و از همه شان راضی هستم ، اما دلم می خواهد نقشی را بازی کنم که به خاطر فشار و مشکلات زندگی تعادل روحی اش از بین رفته است. از مقانلو می پرسیم که در حال حاضر مشغول چه کاری است و او می گوید : پس از سریال مسافری از هند پیشنهادهای زیادی به من شده و قرار است در نقش جدیدی بازی کنم ، اما اجازه بدهید قراردادم تمام شود ، بعد آنها را بازگو کنم. سینمای ایران و … در مدت اقامت در امریکا چه کاری می کردید و به نظر شما فرق سینمای ایران با امریکا چیست ؟ « کار خاصی نمی کردم جز خانه داری. در رابطه با اختلاف سینمای ایران با دنیای غرب باید بگویم اختلاف که زیاد است ، سینمای ما به خاطر فرهنگش چیز دیگری است ، اما از لحاظ تکنیک و تکنولوژی ، مسلماً آنان قوی تر هستند». الگوهای بازیگری من کسی را به عنوان الگو قرار نمی دهم ؛ زیرا دوست دارم سبک خودم را داشته باشم ، اما همه بازیگران ایرانی را دوست دارم. تمامشان بازیهای خوبی را از خود ارائه می دهند. اگر راستش را بخواهید ، دلم نمی خواهد از بازی کسی تقلید کنم ، اما بازی علی نصریان ، انتظامی ، پرستویی و کیانیان را دوست دارم. بد نیست بگویم که از بازی لعیا زنگنه نیز خوشم می آید ، فکر می کنم اگر پیشنهادهای خوبی به او شود ، می تواند در سکوهای بالاتری قرار گیرد ، گرچه نباید از بازی تهرانی در « قرمز » و نیکی کریمی در « دو زن» و « واکنش پنجم » بسادگی گذشت ، آنها به واقع در آن فیلم ها خوب ایفای نقش کردند … دوست دارم ، کسی رو به رویم بازی کند که کار را جدی بگیرد ، چون برایم مهم است که بازیگر رو به رویم حسش را به درستی انتقال دهد.
ورزش: من به شنا و والیبال علاقه زیادی دارم ، پیاده روی را هم دوست دارم ، البته فرزندانم به من اجازه نمی دهند به کار دیگری بپردازم. سینما هم وقتم را می گیرد ؛ از این رو نمی توانم ورزش را دنبال کنم . گرچه با برادرم تا کمربند آبی تکواندو کارکردم ، اما دیگر ادامه ندادم. خانواده ام کمکم کردند تصویربرداری « مسافری از هند » سه ماه و نیم طول کشید که خانواده ام در طول این مدت بسیار کمکم کردند و جا دارد از همه شان تشکر کنم. البته خاطره ای هم از « مسافری از هند » دارم ؛ زمانی که فرزندانم کارم را دیدند ، بسیار تعجب کردند که من آنقدر عصبانی ظاهر شدم ، تا حدی که تمام دیالوگ های مرا در سریال حفظ می کردند. عرشیا ( پسر بزرگم ) خیلی دوست داشت نقش پسرم فرزاد ( حمید گودرزی ) در « مسافری از هند » بازی کند ، یک مقدار هم استعداد بازیگری دارد و از من می پرسد : مامان ! زمانی که بزرگ شدم می توانم نقش فرزاد را بازی کنم ؟ و من هم می گویم : بله . در قسمتهای پخش شده از سریال « مسافری از هند » من در جاهایی که گریه می کردم ، بچه ها هم با من گریه می کردند ، البته من می خواستم تلویزیون را خاموش کنم ، اما از آنجا که مشغول ضبط این سریال بودم ، نمی توانستم تلویزیون را خاموش کنم و بچه ها بغل پدرشان رفتند. در این جا از شوهرم هم تشکر می کنم که در زمان تصویربرداری فیلم کمک من بود

فیلم‌ نگار: – سوپراستار (۱۳۸۷) – ماه وش (۱۳۸۶) – مهمان مامان (داریوش مهرجویی، ۱۳۸۲) – دختری در قفس (قدرت الله صلح میرزایی، ۱۳۸۱) – بن‌بست (فیلم کوتاه، اصغر نعیمی، ۱۳۷۸) – نابخشوده (ایرج قادری، ۱۳۷۵) – همسر (مهدی فخیم زاده، ۱۳۷۲) – همه دختران من (اسماعیل سلطانیان، ۱۳۷۲) – بازیچه (تورج منصوری، ۱۳۷۲) – امید (حبیب کاوش، ۱۳۷۱) – قربانی (رسول صدرعاملی، ۱۳۷۰) – دو نیمه سیب (۱۳۷۰)
مجموعه های تلویزیونی:
- مختارنامه (داومیرباقری، ۱۳۸۳) – مسافری از هند (مجموعه تلویزیونی، قاسم جعفری، ۱۳۸۱) – حس سوم (مجموعه تلویزیونی . مهدی فخیم زاده، ۱۳۸۴) – آبی، گاهی آسمان (تله فیلم، ۱۳۸۷) – قلب یخی ( سریال . محمد حسین لطیفی ، ۱۳۸۹ ) {پخش در شبکه خانگی}

01020304050607080910 


تاریخ : یکشنبه 12 آبان 1392
بازدید : 14066
نویسنده : plak10

دانلود آهنگ شهره اصرار

اصرار مي کني نرو
اصرار مي کني بمون
لبخند مي زني به من
گم ميشه بغضمون
اصرار مي کني نرو
اصرار مي کني بخند
اصرار مي کني يه بار
چشماي شمعو ببند
اصرار مي کني من ناز مي کنم
توي هواي تو پرواز مي کنم
اصرار مي کني من ناز مي کنم
توي هواي تو پرواز مي کنم
آرزومه شب بسوزه دنيا دلگير نشه
واسه لبخند من و تو لحظه اي دير نشه
توي مرز بغض و بارون سر رو شونه هام بذار
گر مي گيرم وقتي ميگي ديگه تنهام نذار
ديگه تنهام نذار
اصرار مي کني نرو
اصرار مي کني بمون
لبخند مي زني به من
گم ميشه بغضمون
اصرار مي کني نرو
اصرار مي کني بخند
اصرار مي کني يه بار
چشماي شمعو ببند

اصرار مي کني من ناز مي کنم
توي هواي تو پرواز مي کنم
اصرار مي کني من ناز مي کنم
توي هواي تو پرواز مي کنم
نکنه برگي بلرزه قلب تو سرد بشه
يه روز اين عشق من و تو آينه درد بشه
راز دلواپسيامو از نگاه من بخون
تو تموم لحظه هامون خوب و همراه بمون
خوب و همراه بمون
اصرار مي کني نرو
اصرار مي کني بمون
لبخند مي زني به من
گم ميشه بغضمون
اصرار مي کني نرو
اصرار مي کني بخند
اصرار مي کني يه بار
چشماي شمعو ببند
اصرار مي کني من ناز مي کنم
توي هواي تو پرواز مي کنم
اصرار مي کني من ناز مي کنم
توي هواي تو پرواز مي کنم
تو شبيه روياهامي ديگه دلتنگ نشو
زندگيم هنوز قشنگه سرد و بي رنگ نشو
نمي خوام که گم بمونم توي دنياي خودم
تو پناه آخرم باش اگه بي تاب شدم
اگه بي تاب شدم
اصرار مي کني نرو
اصرار مي کني بمون
لبخند مي زني به من
گم ميشه بغضمون
اصرار مي کني نرو
اصرار مي کني بخند
اصرار مي کني يه بار
چشماي شمعو ببند

تاریخ : شنبه 11 آبان 1392
بازدید : 615
نویسنده : plak10

هفتادمین جشنواره فیلم ونیز برای ایران بی ثمر نبود چراکه شهرام مکری کارگردان جوانی توانست به واسطه ساخت دومین فیلم بلندش «گربه و ماهی» جایزه ویژه «محتوای نوآورانه» این جشنواره را از آن خود کند. مکری فیلم خود را در بخش «افقها»ی جشنواره به نمایش درآورده بود. جالب اینجاست که جایزه مکری توسط گلشیفته فراهانی به عنوان یکی از داوران جشنواره فیلم ونیز به وی اهدا شدو به هنگام دریافت جایزه گلشیفته فراهانی به مکری به سبک ژاپنی ها تعظیم کرد.

 

چند عکس جدید از گلشیفته فراهانی

 

چند عکس جدید از گلشیفته فراهانی

گلشیفته فراهانی بعنوان یکی از داوران فستیوال فیلم  ونیز ایتالیا در حال اهدا جوایز

 

چند عکس جدید از گلشیفته فراهانی

 

چند عکس جدید از گلشیفته فراهانی

 

چند عکس جدید از گلشیفته فراهانی


تاریخ : شنبه 11 آبان 1392
بازدید : 424
نویسنده : plak10

تاریخ : شنبه 11 آبان 1392
بازدید : 510
نویسنده : plak10
عکس های عشقی که میلیون ها نفر با آن گریه کردند!
گفته شده است که عکس این دو پرنده در کشور اکراین گرفته شده است و میلیون ها نفر در کشور آمریکا و اروپا با دیدن این عکس ها گریه کرده اند. عکاس این عکس ها آنها را به بالاترین قیمت ممکن به روزنامه های فرانسه فروخته است و تمام نسخه های روزنامه در روز انتشار این عکس بطور کامل فروخته شده است.

در تصویر اول پرنده ماده زخمی روی زمین افتاده و  منتظر شوهرش می باشد
 
عکس های عشقی که میلیون ها نفر با آن گریه کردند!

در تصویر دوم پرنده نر برای همسرش با عشق و دلسوزی غذا می آورد
 
عکس های عشقی که میلیون ها نفر با آن گریه کردند!

در تصویر سوم پرنده نر مجددا برای همسرش غذا می آورد اما متوجه بی حرکت بودن وی می شود لذا  شوکه شده و سعی می کند او را حرکت دهد
 
عکس های عشقی که میلیون ها نفر با آن گریه کردند!

لحظه ای که  متوجه مرگ عشق خود می شود و شروع به جیغ زدن و گریه می کند
 
عکس های عشقی که میلیون ها نفر با آن گریه کردند!

در کنار جنازه همسرش می ایستد و همچنان به شیون می پردازد
 
عکس های عشقی که میلیون ها نفر با آن گریه کردند!

در آخر مطمئن می شود که عشق به او باز نمی گردد لذا با غم و ناراحتی کنار جنازه وی آرام می ایستد
 
عکس های عشقی که میلیون ها نفر با آن گریه کردند!

بهترین ها از دنیای دف نوازي و موسيقي سنتي، دنياي هنر و هنرمندان

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران