عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

منوی کاربری

:: خوش آمدی : [Login_Name]
:: آخرین ورود:[Login_Date_Last]
:: نام کاربری : [Login_Username]
:: پنل کاربری
:: مشاهده پروفایل
:: ارسال پست جدید
:: ویرایش پروفایل
:: خروج از سایت
تاریخ : شنبه 27 مهر 1392
بازدید : 510
نویسنده : plak10
Romantic-images.jpg
 
من خیره نشسته ام ...
من خیره نشسته ام به نام تو...
من اینجا آتش گرفته ام و تو خیره به غبارهای بلند شده از خاکسترم خیره شده ای..
سکوت کرده ای.. 
با خودت می گویی: خیالی نیست.. می سوزد و می رود و ..
نمی دانی چه دردی دارد این سوختن..
نمی دانی..
و باز هم نمی دانی..
نمی دانی که همه را بیرون کرده ام جز تو.. فقط تو مانده ای..
.
دیرم شده اما باز چشم به راه تو مانده ام.. چشم به جاده سفید و.. 
می دانم که نمی شود این دم رفتن دوباره ببینمت.. 
خسته ام ..
و تو اندازه این خستگی ها را نمیدانی...

تاریخ : چهارشنبه 17 مهر 1392
بازدید : 715
نویسنده : plak10

سخت بود

فراموش کردن کسی

که با او

همه چیز و همه کَس را

فراموش می‌کردم . . .


تاریخ : چهارشنبه 17 مهر 1392
بازدید : 640
نویسنده : plak10

قشنگترین نگاهم را برایت کنار گذاشتم تا بدانی با تمام وجود دوستت دارم . . .


تاریخ : چهارشنبه 17 مهر 1392
بازدید : 547
نویسنده : plak10

آغوش تو

تنها دروازه ایست

که برای فتحش

باید اول تسلیم شد . . .


تاریخ : چهارشنبه 17 مهر 1392
بازدید : 508
نویسنده : plak10

این روزها

دلم اصرار دارد فریاد بزند

اما من جلوی دهانش را می گیرم

وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد


تاریخ : چهارشنبه 17 مهر 1392
بازدید : 597
نویسنده : plak10

تاریخ : چهارشنبه 17 مهر 1392
بازدید : 496
نویسنده : plak10
سالها میگذرد از شب تلخ وداع

از همان شب که تو رفتی و به چشمان پر از حسرت من خندیدی

تو نمیدانستی

تو نمی فهمیدی

که چه رنجی دارد با دل سوخته ای سر کردن

رفتی و از دل من روشنایی ها رفت

لیک بعد از ان شب

هر شبم را شمعی روشنی می بخشید

بر غمم می افزود

جای خالی تو را میدیدم

می کشیدم آهی از سر حسرت و می خندیدم

به وفای دل تو

و به خوش باوری این دل بیچاره خود

ناگهان یاد تو می افتادم

باز می لرزیدم

گریه سر می دادم

خواب می دیدم من که تو بر میگردی

تا سر انجام شبی سرد و بلند

اشک چشمان سیاهم خشکید

آتش عشق تو خا کستر شد

یاد تو در دل من پرپر شد

اندکی بعد گذشت

اینک این من...تنها...دستهایم سرد است

قدرتم نیست دگر...تا که شعری گویم

گر چه تنها هستم

نه به دنبال توام

نه تو را می جویم

حال می فهمم من...چه عبث بود آن خواب

کاش می دانستم عشق تو می گذرد

تو چه آسان گفتی دوستت دارم را

و چه آسان رفتی...

کاش می فهمیدی وسعت حرفت را

آه...افسوس چه سود

قصه ای بود و نبود...
 


تاریخ : چهارشنبه 17 مهر 1392
بازدید : 538
نویسنده : plak10
c1b07826bb516ef2b98338c17da02d2d-430
1399798075.gif
 
http://upload7.ir/images/03844765377258727209.png

تاریخ : چهارشنبه 17 مهر 1392
بازدید : 482
نویسنده : plak10

ایـــن آخـــرین بـارم بـــود

دیــگـــر احسـاسـم را برای کسی عریان نمی کنم

صــــداقــــت در میان گرگان یعنــی حمــاقـــــت ...


تاریخ : چهارشنبه 17 مهر 1392
بازدید : 524
نویسنده : plak10

خواستم عشق رو توی دستام بگیرم،ولی جا نشد.پس

گذاشتمش توی جیبم،ولی جا نشد.در کیفمو باز کردم،ولی جا نشد.

تصمیم گرفتم ببرمش توی اتاقم،ولی جا نشد.بنابراین یه خونه براش

گرفتم،ولی جا نشد. با خودم گفتم:یه باغ! آره! ولی جا نشد.پس گذاشتمش

توی قلبم،حالا دیگه جاش خوب خوب...تازه میفهمم این که میگن

دل آدم می تونه از دنیا هم بزرگتر باشه یعنی چی!

http://upload7.ir/images/81477511741131075709.jpg


بهترین ها از دنیای دف نوازي و موسيقي سنتي، دنياي هنر و هنرمندان

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران