عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : چهارشنبه 10 مهر 1392
بازدید : 547
نویسنده : plak10

این دختر خانم از جشن تولد ۲۶ سالگی خود تصمیم گرفته به مدت ۱ سال هر روز لباس جدیدی بپوشد. وی تا کنون بیش از ۳۰۰ دست لباس مختلف طراحی و یا خریداری کرده و پوشیده است. دیدن تصاویری از وی خالی از لطف نیست.

web counter گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net


تاریخ : چهارشنبه 10 مهر 1392
بازدید : 623
نویسنده : plak10

یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمی گشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود .اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود.

اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم....

زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست .
وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد، زن پرسید:" من چقدر باید بپردازم؟"
و او به زن چنین گفت: " شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام.
و روزی یکنفر هم به من کمک کرد همونطور که من به شما کمک کردم.
اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.
نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!"

چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست
بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود.
او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست و احتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید.
وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره ، زن از در بیرون رفته بود ،
درحالیکه بر روی دستمال سفره یادداشتی رو باقی گذاشته بود.
وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده بود.
در یادداشت چنین نوشته بود:" شما هیچ بدهی به من ندارید.
من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد، همونطور که من به شما کمک کردم.
اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی.
نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!".

همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت در حالیکه به اون پول و یادداشت زن فکر می کرد به شوهرش گفت :"دوستت دارم اسمیت همه چیز داره درست میشه...


تاریخ : چهارشنبه 10 مهر 1392
بازدید : 643
نویسنده : plak10

تاریخ : چهارشنبه 10 مهر 1392
بازدید : 586
نویسنده : plak10
 
پاییـز بهاریست که عاشق شده است ...
 
کاش چون پاییز بودم … کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم

برگهای آرزوهایم یکایک زرد میشد
آفتاب دیدگانم سرد میشد

آسمان سینه ام پر درد می شد
ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ میزد

اشکهایم همچو باران
دامنم را رنگ می زد

وه … چه زیبا بود اگر پاییز بودم
وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم

شاعری در چشم من می خواند …شعری آسمانی
در کنار قلب عاشق شعله میزد

در شرار آتش دردی نهانی
نغمه من …

همچو آوای نسیم پر شکسته
عطر غم می ریخت بر دلهای خسته

پیش رویم
چهره تلخ زمستان جوانی

پشت سر
آشوب تابستان عشقی ناگهانی

سینه ام
منزلگه اندوه و درد و بدگمانی
کاش چون پاییز بودم … کاش چون پایز بودم

(فروغ فرخزاد)


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.ir
 
گروه اينترنتي درهم | www.darhami.ir


تاریخ : چهارشنبه 10 مهر 1392
بازدید : 585
نویسنده : plak10
mohem%2520ine%5B1%5D.jpg
 

تاریخ : چهارشنبه 10 مهر 1392
بازدید : 546
نویسنده : plak10

من به سیبی خشنودم

و به بوییدن یک بوته بابونه 

 من به یک اینه یک بستگی پک قناعت دارم 

 من نمی خندم اگر بادکنک می ترکد

و نمی خندم اگر فلسفه ای ماه را نصف می کند

من صدای پر بلدرچین را می شناسم

رنگ های شکم هوبره را اثر پای بز کوهی را

خوب می دانم ریواس کجا می روید 

 

تاریخ : چهارشنبه 10 مهر 1392
بازدید : 939
نویسنده : plak10
rasme%2520asheghi%5B1%5D.jpg
 

تاریخ : چهارشنبه 10 مهر 1392
بازدید : 690
نویسنده : plak10



بدون تردید چین را نمی توان از دنیای رو به رشد و مدرن متمایز کرد، اما شهر تاریخی فنگهانگ در جنوب غربی چین در کوهپایه کوه و در کنار رودخانه توجیانگ واقع شده که به طرز عجیبی دست نخورده باقی مانده است. مردم این شهر سنتی دارای زبان محلی خاص خود هستند و فرهنگ های مخصوص به خود را دارند. چهره این شهر از قرن هفدهم تا به امروز هیچ تغییری نکرده است. در این شهر میتوان بیش از 200 ساختمان تاریخی یافت که شاید در شهرهای دیگر این کشور اینهمه آثار را نتوان در یکجا دید.































































































تاریخ : سه‌شنبه 09 مهر 1392
بازدید : 548
نویسنده : plak10

ميگن سر پل فال ميگيره حسرتش رفتن به مدرسه است....



ميگن به خاطر اينكه ميخواسته ازدواج كنه پول نداشته كليه اش رو فروخته....



ميگن خودش هيچ كدوم از اين كارتون هارو نديده ولي ميفروشه....



ميگن ديگه نتونست گرسنگي بچه اش رو تحمل كنه....



ميگن يه دفتر داره خاطرات هر روزش رو مينويسه ولي هروزش مثل ديروزشه..



ميگن اساس هاشونو ريختن خيابون آخه بابا ندارن....



ميگن شهر بازيشون همينجاست.....



ميگن شرمنده ميكنه آدم رو شرمندگي اين مرد....



ميگن سنش بالاست توان راه رفتن نداره چي كنه كه مجبوره....



ميگن خيلي هوا سرده خيلي خيلي...



ميگن خيلي باغيرته ...



ميگن فكر كنيم 9سالشه...



ميگن بالاي چند ميليارد واسه امسال 2 تيم خرج كردن ...
از كجا آوردن؟

میگن بالای چند هزار میلیارد اختلاس میکنن........

میگن توی زائرین خانه کعبه ایرانی ها رتبه اول رو دارن توی واریز کردن پول در حلقوم اقتصاد پادشاهان عربستان....

دل خوش از آنيم که حج ميرويم
غافل از آنيم که کج ميرويم
کعبه به ديدار خدا ميرويم
او که همينجاست کجا ميرويم


تاریخ : سه‌شنبه 09 مهر 1392
بازدید : 642
نویسنده : plak10
بعضی وقتا آدما الماسی تو دست دارند،
 بعد چشمشون به یه گردو می افته
 دولا میشن تا گردو رو بردارن
 الماسه می افته تو شیب زمین
 قل میخوره و تو عمق چاهی فرو میره
 میدونی چی می مونه؟
 یه آدم...،یه دهــــــن بـــاز....،یه گـــــــردوی پـــــوک ....
 و یه دنیـــــا حســـــــرت..
 چند وقتیست که عجیب رشک میبرم به حال تنی چند از دوستان فرنگیم. به دیدگاهشان نسبت به زندگی! اینکه چقدر زیبا و ساده است. اینکه چقدر بی دغدغه برای اکنونشان برنامه میریزند و چقدر شاد زندگی میکنند.

در حالیکه من و جوانان هم مسلکم، همیشه در یک ترس نانوشته و مبهم نسبت به آینده بسر میبریم... میدانید چیست؟ راستش به این نتیجه رسیده ام که در سیستم آموزشی ما از همان کودکی به ما آموخته اند که رمز خوشبختی "موفقیت" است نه "شاد" بودن!
امروز به این جمله «جان لنون» برخوردم که شرح حال ماست. شما چه فکر میکنید؟
"......زمانی که به مدرسه رفتم از من پرسیدند: که وقتی بزرگ شدی میخواهی چه کاره بشوی. من پاسخ دادم "خوشحال."
 آنها به من گفتند که مفهوم پرسش را متوجه نشدم و من به آنها گفتم این شما هستید که مفهوم زندگی را متوجه نشدید." 

زندگی،یک نعمت است.
از آن لذّت ببرید.
آنرا جشن بگیرید،
و ادامه اش دهید
وبدانیم که
زندگانی : یک گذر است نه یک ماندن
           


بهترین ها از دنیای دف نوازي و موسيقي سنتي، دنياي هنر و هنرمندان

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران