برد پیت و آنجلینا جولی حدود 6 ماه از یکدیگر جدا شده اند برد پیت بیشترین ضربه را تحمل کرده امروز با مصاحبه خود زندگی دردناک اش را بعد از رفتن جولی تفسیر کرد
مصاحبه دردناک برد پیت بعد از طلاق جولی
تابستان نزدیک است و هوای خوب این روزهای آمریکا ما را بدان وا داشت که به همراه «برد پیت» و عکاس طبیعتمان «رایان مک گینلی» سفری به برخی مناطق جذاب این روزهای آمریکا داشته باشیم. مناطق Everglades ، White Sand و Carlsband Caverns مقصد ما سه نفر بودند. بعد از این سفر باهم به خانه برد پیت رفتیم و او حرفهایی را با ما درمیان گذاشت که کمتر کسی از آن ها باخبر بود.

برد پیت از زندگی بعد از طلاق خود گفت
برد پیت در خانه قدیمیاش واقع در ارتفاعات هالیوود در حال درست کردن چای سبز است. او از 1994 تاکنون در این خانه زندگی میکند. او در ایالات مختلف آمریکا خانههای دیگری دارد اما این خانه برایش تداعیکننده خاطراتیست که وی را پایبند زندگی کردن درآن کرده است. این خانه قبلاً به خاطر بازی کردن بچهها محلی پر سرو صدا بود. امروز اما تنها صدای قابل توجهی که به گوش میرسد صدای خمیازههای سگ او «جیکس» است. بودن در خانه آرامی این چنین و لذت بردن از فنجان چای امری مسرتبخش است، حال آن که فرد شوخ طبعی چون برد پیت با دقت تمام آن چای را دم کرده باشد. بیرون از پنجره دوچرخههای بچهها دیده میشوند که در کنار استخر ردیف شدهاند. کسی چه میداند، شاید این حیاط سبز و آن استخر یادگار روزهای خوشی باشند که «آنجلینا جولی و بردپیت» باهم از آنها استفاده میکردند. برد پیت از 6 ماه تاریکی که سپری کرده برایمان میگوید. سپتامبر گذشته بود که با پرواز اضطراری به خانه بازگشت و فرم طلاقی که آنجلیناجولی آن را امضا کرده بود را روی میز خود دید. او گویی از عرش به فرش افتاده باشد، تبدیل به پدری شد که دیگر از بچههایش خبری نبود. تمام زندگیاش در احساس افسردگی خلاصه میشد. این جا ما در کنار شوهر و پدری 53 ساله چای مینوشیم که دیگر نه از بچههایش خبریست و نه از همسرش. چه کسی فکرش را میکرد برد پیت روزی تبدیل به این آدم افسرده و تنها شود؟ او در طی این مدت برخی اتفاقات خوب را نیز تجربه کرده است. حضور در فیلم Allied که مورد توجه بسیاری قرار گرفت و برنده شدن اسکار برای فیلمی به نام «Moonlight» که تهیه کنندگیاش برعهده استودیوی برد پیت موسوم به Pla- B Entertainmenبوده است. ماه پیش رو شبکه نتفلیکس فیلم War Machine او را به اکران در میآورد. جدایی برد پیت از جولی باعث کاهش فعالیتهای سینمایی وی نشده است اما تنهایی وی غیرقابل انکار است. وقتی از برد پیت پرسیدم که این روزها چه چیزی باعث آرامش اوست جواب داد: «هر روز صبح از خواب بیدار میشوم و آتشی به پا میکنم. وقتی شبها برای خوابیدن آماده میشوم هم آتش دیگری به پا میکنم. این آتش روشن کردنها باعث میشود احساس کنم هنوز زندهام و در این خانه زندگی جریان دارد.»
بیایید از ابتدا آغاز کنیم. زندگی شما زمانی که در زادگاهتان بودید چگونه بود؟
خب، منطقه اسپرینگ فیلد واقع در ایالت میزوری بود که امروزه تبدیل به مکان بزرگی شده است. محل زندگی ما دور از شهر بود و اطراف خانهمان مزارع ذرت قرار داشت و به یاد دارم که ما همیشه مشغول کاشت سبزیجات در اطراف خانهمان بودیم. ده دقیقه با شهر فاصله داشتیم و هر وقت اراده میکردیم جنگل و کوه و رودخانه در دسترس ما بود. زندگی در آن منطقه به مانند حضور در یک رویا بود. من اکثر آن روزها را در غارها سپری میکردم. جایی که ما بودیم غارهای شگفتانگیزی دارد. بعدها که با سینما آشنا شدم ابعاد تازهای وارد زندگیام شد. من هنوز هم خودم را بازیگر نمیدانم، اما مردم انتظارات بسیاری از ما دارند. آنها فکر میکنند ما بازیگر هستیم و خب این مسئله را پیچیده میکند. ما انسانها موجودات پیچیدهای هستیم.
بازیگری از چه زمانی راه خود را به سمت شما پیدا کرد؟
زندگی بازی کردن است، اما وقتی بچه بودم علاقه بسیاری به خواندن داستانهای مختلف داشتم. داستانها و قصهها مرا به سمت خود میکشیدند. فراتر از داستانها، من زندگی و حس خوبی را تجربه میکردم و میدانستم که هر داستان دیدگاه متفاوتی از زندگی را برایم بازگو میکند. بعد از خواندن کتابها میدیدم که آنچه را خواندهام تبدیل به فیلم میکنند. داستانهای مختلف از مردمی با فرهنگیهای مختلف همیشه برایم جذاب بودهاند. من همیشه دوست داشتم داستانهای خودم را خلق کنم. بهنظرم علت اصلی حضورم در سینما همین چیزهاست. من هرگز قصهگوی خوبی نبودهام اما حداقل تلاشم را برای به تصویر کشیدن داستانی که دوستش دارم انجام دادهام.
از روزهای شروع بازیگریتان تا امروز زمان زیادی میگذرد و در طی این سالها به سبب ایفای نقشهای متفاوتی که از خود به نمایش گذاشتهاید انتظارات از شما بالاست. به نظر شما درخشیدن در سینمای امروز چه میزان دشوار است؟
من این روزها همه تلاشم را میکنم تا همان کیفیتی را ارائه دهم که در سالهای قبل از من سراغ دارید. بازیگری و در اوج بودن امر سختی است. مخصوصاً در سینمای امروز که همگان انتظار بسیار بالایی از شما دارند.
صدای شما در فیلم War Machine بسیار جالب است. درمورد آن توضیح دهید.
صدا گذاری و ادای کلمات برایم امری کلیشهای هستند اما همیشه از آن ها لذت بردهام. هرچقدر تلاش کنید که صدای منحصر به فرد خودتان را داشته باشید بازهم یاد بزرگانی چون «استرلینگ هیدن» و «کریس فارلی» میافتید که صداگذاری بسیاری از آثار را برعهده داشته اند. در فیلم تلاش میکردم به مانند آنها صدایی قابل توجه و ملموس داشته باشم.
آیا تابحال این احساس را داشتهاید که نیاز است بیش از این وارد سیاست شوید؟
من از راههای دیگری میتوانم در امر سیاست مفید باشم. میتوانم فیلمهایی بسازم که در بردارنده پیامهای سیاسی خاصی باشند. برای ساخت این فیلمها نیاز است که یک محرک و مشوق داشته باشم. نمیتوانم چیزی دروغین از خودم بسازم. اشتباهات سیاسی بسیاری را در آمریکا مشاهده میکنیم. این اشتباهات گاهاً باعث خنده من میشوند. خود من نیز در زندگی اشتباهات بسیاری کردهام، اما به مانند یک سیاستمدار در بسیاری از مواقع سعی به مخفی کردن اشتباهاتم کردهام. به طور مثال بارها پیش آمده که در مکان و زمان نامناسب، اشتباهترین حرف ممکن را زدهام. جامعه ما نیز این چنین است. وقتی آمریکا با مشکلی روبهرو میشود، به سبب اشتباهاتی است که از سوی ما سر میزند. همیشه تصویری که از آمریکا در ذهن مردم ساختیم و چیزی که به خودمان تلقین کردهایم این است که ما پاسخ همه چیز را داریم. تفکری در جامعه وجود دارد که میگوید ما از بقیه دنیا متمایز هستیم.

چهره پیر برد پیت در سن 53 سالگی
بنظرم ما در بسیاری زمینهها تمایزات مربوط به خود را داریم و من با این موضوع موافقم اما مخالف این عقیدهام که حق داریم این نظرمان را به دیگران تحمیل کنیم چرا که آنها نیز در بسیاری زمینهها با ما تفاوت دارند. ما این عقیده متفاوت بودن آمریکایی را چگونه به تصویر میکشیم؟ با مثال زدنهای بیشمار. کاری که ما میکنیم به مانند کاری است که از یک پدر خوب انتظار میرود. ما از استعدادها، اعتقادات، آزادی و گستره بسیار وسیع انتخابها و مرزهای نامحدود خودمان مثال میزنیم، اما این خود یک مشکل است. ما حتی فیلم جنگی میسازیم که بیشتر از آنکه مخالف جنگ باشد به دنبال جلب توجه و فروش در سینماست. زیادهخواهیها و غرور ما گاهاً باعث ایجاد مشکلاتی میشود. پوستر فیلمهای آمریکایی را وقتی در خیابانهای اروپا مشاهده میکنید، پرچم آمریکا را در پس زمینه آنها میبینید. چندی نمیگذرد که منتقدین سر راست میکنند و به مخالفت با حضور پرچم آمریکا در خیابانهای اروپا میپردازند. این کاری است که ما با پرچم کشور خود کردهایم.
شما شخصیتهایی را بازی کردهاید که اکثراً درد و رنجی را تجربه میکنند. به نظر شما درد چیست؟ از بعد عاطفی و جسمی نظرتان درمورد آن چیست و برای مقابله با آن چه کار کردهاید؟
درست است ولی به گمانم دیگر دوران بازی در نقشهای غمگین و شخصیتهای پر از درد به سر رسیده است. دورهای در کارنامه هنری من بوده که خودم را به عنوان یک توریست در دنیایی پر از درد میدانستم. نقشهایی که به من پیشنهاد میشد عمیقاً در درد و رنج غوطهور بودهاند. من مادری آفریقایی را به چشم دیدم که در غم از دست دادن 9 تن از اعضای خانوادهاش، عمیقاً میخندید. خندهای بلندتر از آنچه از این زن دیدم را نزد کسی سراغ ندارم. درد و غم برای من به مانند گوش دادن به موزیکهای R&B است. این موسیقیها که در بسیاری از مواقع فیالبداهه اجرا میشوند حس تنهایی و غم بسیاری را به مخاطب منتقل میکنند. درد، به عقیده من، به آغوش کشیدن آن چیزیست که باقی مانده. برای مقابله با غم و اندوه به سخنان فرانک اوشن گوش میدهم. او شخصیتی بسیار منحصر به فرد دارد. هیچ حرف اضافهای از وی نمیشنوید. این مرد جوان در بسیاری از مواقع زندگی به من الهام و امید داده است. علاوه بر این روانشناسان بسیاری را امتحان کردهام تا به فرد مناسب و کسی که مرا درک میکند برسم.
اتفاقی که شش ماه قبل برایتان افتاد و از همسرتان جدا شدید به عقیده مردم بحران میانسالی است. آیا موافق این عقیدهاید؟
نخیر. به نظرم بحران میانسالی اتفاقاتی نظیر ترس از افزایش سن و پیری و مرگ است. ترس از اینکه دیگر سنشان برای خرید لامبورگینی زیاد شده است (با خنده). اتفاقی که برای من افتاد هیچ ربطی به بحران میانسالی ندارد یا حداقل من به این دید نگاهش نمیکنم.

ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید