موسیقی سنتی ایرانی، شامل دستگاهها، نغمهها، و آوازها، از هزاران سال پیش از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در متن مردم ایران جریان داشته، و آنچه دلنشینتر، سادهتر و قابلفهم تر بودهاست امروز در دسترس است، بخش بزرگی از آسیای میانه، افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، و یونان متأثر از این موسیقی است و هرکدام به سهم خود تأثیراتی در شکل گیری این موسیقی داشتهاند.
از جمله گروه های فعال ، مبتکر و تاثیرگذار موسیقی سنتی ایران میتوان به گروه "موسیقی عرفانی سیمرغ"اشاره نمود که با مدیریت موسیقیدان نام آشنای ایران استاد "میثم افشین"و همسر گرانقدرشان سرکار خانم"رمضانی"سهم بسزایی در تعالیموسیقی سنتی بومی ایران داشته و بویژه در زمینه آموزش و اجرای دف و صنایع دستی تلاش بسیاری را متحمل گردیده اند .
جاذبه اصلي اين شهر، تونل عشق (The Tunnel of Love) نام دارد که به عنوان يکي از رمانتيک ترين مکان ها در دنيا شناخته مي شود.
تونل عشق در شهر کلون اوکراين
در کشور اوکراين، در نزديکي شهر Rivne، شهر کوچکي به نام Klevan وجود دارد. جاذبه اصلي اين شهر، تونل عشق (The Tunnel of Love) نام دارد که به عنوان يکي از رمانتيک ترين مکان ها در دنيا شناخته مي شود. در ماه هاي گرم سال با رشد درختان آنجا، تونلي يک کيلومتري در اطراف خط راه آهن به وجود مي آيد.
هر محلی که بی نظم و ترتیب و توام با هیاهو و جنجال و زدوخورد و درگیری باشد اصطلاحا به جنگل مولا و یا جنگل مولی تعبیر می شود . بعضی از ظرفا و نکته سنجان این تعبیر مثلی را در رابطه با جهان و آنچه در آن هست نیز به کار می برند و با توجه به نابسامانیها و بی قاعدگیها ومالاً درگیریهایی که غالبا در میان ملل و جوامع دنیا حکمفرما باشد از باب تعریض و کنایه می گویند :«دنیا جنگل مولاست » یعنی قانون و ضابطه در آن وجود ندارد و معیار وامیال نظام جهانی براساس هوی وهوس و خودکامگی اقویا و زورمندان است نه براصول و موازین عدالت و انصاف و برابری و برادری .
اکنون می بینیم جنگل مولا کجاست و چه عاملی موجب شده است که این جنگل معروف و مبین بی قانونی و بی قاعدگی گردد. جوگی رامپورا شهر کوچکی است در شمال شهر لکنهو در هندوستان که در شمال این شهر جنگل انبوه و متراکمی وجود دارد . بدیهی است در این جنگل همچون جنگلهای دیگر حیوانات وحشی و غیر اهلی از هر نوع زندگی می کنند و قانون جنگل به تمام معنی در آن حکمفرما می باشد .
اما واقعه ای که موجب گردید این جنگل به جنگل مولا موسوم گردد این است که : سالی در این جنگل کم آبی و خشکسالی رخ داد و سکنه آبادیهای آن و همچنین حیوانات اهلی و وحشی از کثرت عطش و تشنگی به جان آمده صدها انسان و حیوان از شدت و حدت گرما وبی آبی تلف شدند .
این مطلب هم ناگفته نماند که در این جنگل دراویش مسلمان هم زندگی می کردند که البته کارشان ریاضت وچله نشینی بود . پیداست این دراویش هم از فرط تشنگی می سوختند و جز شکر و شکیبایی و مددخواهی از مولای متقیان (ع) چاره و علاجی نداشتند تا اینکه روزی ، به طوری که اهالی منطقه می گویند و به آن اعتقاد دارند ، یکی از دراویش صدای سم اسبی را شنید که به سوی او می آید وچون نزدیک شد سمش را بر زمین زد وخود ناپدید شد .
درویش موصوف با دیدگان حیرت زده مشاهده کرد که چشمه ای از محل سم اسب جوشید و آب زلال وخوشگواری از آن جاری گردید که انسان و حیوان از آن نوشیدند و سیراب گردیدند . این اسب به عقیده دراویش آن جنگل همان اسب مولای متقیان حضرت علی بن ابی طالب(ع) بود که جان سکنه آن جنگل را از بی آبی نجات بخشید و به پاس و افتخار این واقعه و این چشمه که هنوز در این جنگل می جوشد و جریان دارد جنگل مزبور را جنگل مولا نامیده اند که غرض از مولا همان امام اول شیعیان است و همه ساله بالغ بر یک صد هزار نفر از مسلمانان هندوستان در ایامی مخصوص به آن جنگل می آیند و در پیرامون آن چشمه به زیارت و عبادت میپردازند .
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید