وایت که به سرم می زند سرد می شوم،از تنها بودنم پر می کشم،برای آغوشت جان می دهم،برای یک لحظه لمس دست هایت آهنگ انتظار،هنوز ترانه ای ست که می شنوم به سینه می تپد،قلبم هزار بار به امید دوستت دارم های تو خدا کند بیایی و آرام بگیریم من و دل
پاییز که ازراه می رسد خاطرات جان دوباره میگیرند روی صحنه ذهنم شروع به بازی میکنند ومن تماشاچی تنها و همیشگی آنها با بعضی می خندم ، بابعضی گریه میکنم پاییز باران فرش رنگارنگ خیابان صدای خش خش برگها همه و همه برایم شعرزندگی می خوانند برای من سال نو باپاییز آغاز می شود
دلم بهانه میگیرد نبودنت را هیچ راهی برای سرکوبش نیست نه خاطراتت نه رویایت نه یادت تنها مثل هیزمی که به آتش نهاده ای می سوزد و می سوزاند امید دارم اشک شاید مرهمی براو باشد
باز کاغذام باتو خط خطی شد خدا این حس و حال و دوست ندارم باز دور پنجره قفس کشیدم دوباره عطر ِ تو نفس کشیدم قلم تو دستت ِ من پر از سکوت ِ دوباره از ترانه دست کشیدم باز خاطرات ِ تو همین حوالیه حالم همین ِ و یه چند سالیه جای ِ تو خالیه جز تو تمام ِ شهر میدونن حالمو مثل ِ کبوترم که سنگ ِ آدما شکسته بالمو این قلب ِ بیقرار و از تو دارم این حس ِ انتظار و از تو دارم اسمت هنوز دور ِگردنم هست من این طناب ِ دار و از تو دارم اسمت نوشته رو بخار ِ شیشه دلی که بی تو باشه دل نمیشه من موندم و یه سایه تویه خونه میترسم اونم حتی رفتنی شه باز خاطرات ِ تو همین حوالیه حالم همین ِ و یه چند سالیه جای ِ تو خالیه جز تو تمام ِ شهر میدونن حالمو مثل ِ کبوترم که سنگ ِ آدما شکسته بالمو بغضم گرفته وقتشه ببارم چه بی هوا هوای ِ گریه دارم باز کاغذام باتو خط خطی شد خدا این حس و حال و دوست ندارم این قلب ِ بیقرار و از تو دارم این حس ِ انتظار و از تو دارم اسمت هنوز دور ِ گردنم هست من این طناب ِ دار و از تو دارم
دنیایم را به تماشا نشسته ام بی هیچ احساسی یک فنجان قهوه تلخ، یک تکه شکلات یک جاده خلوت ،گویی بی انتهاکه منتظرهیچ مسافری نیست یک آسمان صاف، بی هیچ ابری آسمان هم منتظرهیچ بارانی نیست آه روزگارم این روزها چه سرد میگذرد
پای که درحریم دریا میگذارد موجهای زیبا به استقبالش می دوند دریا آغوش بازمیکند وچون عاشقی به دورپاهایش حلقه میزند چشمانش را برای لحظه ای می بندد وگوش به نجوای آرامش بخش دریا می سپارد صدای دریا و نوازشهای عاشقانه اش اورا به اوج سرخوشی میرساند گویی درهوا غوطه وراست چشم بازمیکند زیبایی دریا با رنگ زیبایش او را به وجد می آورد بی اراده تسلیم دریا میشود وتن به دریا می سپارد بــــــ*اران
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید