عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : یکشنبه 14 مهر 1392
بازدید : 733
نویسنده : plak10


تاریخ : یکشنبه 14 مهر 1392
بازدید : 564
نویسنده : plak10

 


تاریخ : یکشنبه 14 مهر 1392
بازدید : 556
نویسنده : plak10

به گمانم در زندگی هر آدمی باید" یک نفر" باشد
فقط باید "یک نفر" باشد
یک آدم
یک دوست
یک همدم
یک رفیق
یک نفر که جویای حالت باشد
که نگرانت باشد
که تو را بهتر از خودت بشناسد
یک نفر که شماره اش را بگیری و بگویی "حالم بد است"
شنیدن ِ همین یک جمله کافیست تا کار و زندگی اش را تعطیل کند و به سرعت ِ باد خودش را به تو برساند
آخر ِ خوشبختی ست که یک نفر در زندگیت باشد
که تنها نباشی
که تنها نمانی


تاریخ : یکشنبه 14 مهر 1392
بازدید : 507
نویسنده : plak10

از تنهایی هایم یاد گرفتم

جلوی تنها پسری که زانو می زنم، پسرم باشد.

آن هم برای بستن بند کفش هایش . . .

70368068089915142191.jpg

دلم میخواهد عاشق باشد

عقلم میخواهد عاقل باشد

این میگوید زود باش

آن میگوید دور باش

احساسم این روزها دوشیفت کار میکند

و حقوقش را از من میگیرد . . .


تاریخ : یکشنبه 14 مهر 1392
بازدید : 605
نویسنده : plak10
 
 
 
 

کافی است سر به زیر باشی...

گرگ شده اند اینروزها...
کافی است سر به زیر باشی
 
با بره اشتباهت میگیرند
 
خیز برمیدارند برای دریدنت...
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

نخند!!!

به پسرکی که آدامس می‌فروشد و تو هرگز نمی‌خری ،نخند!
 
به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می‌رود
 
و شاید چندثانیه کوتاه معطلت کند ،نخند!
 
به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه پیراهنش جمع شده نخند!
 
 
 

کمر شکسته ترینم...

اگر گناه وزن داشت؛
هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد،
خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند،
و من شاید؛ کمر شکسته ترین بودم

تاریخ : یکشنبه 14 مهر 1392
بازدید : 574
نویسنده : plak10

توبه كردم كه دگر بوسه نگيرم زلبت

كه دگر باره از اين گونه خطاها نكنم

بوسه ای داد و چو برداشت لب از روی لبم

توبه كردم كه دگر توبه ی بيجا نكنم 

 

دستهایت تکیه گاهم بود و نیست

عشق تو پشت و پناهم بود و نیست

حیف!آن وقتی که عاشق شد دلم

چیز سبزی در نگاهم بود و نیست

 

عشق این سرمایه بازار دل

آب این روی سیاهم بود و نیست

یاد ان ایام مشتاقی بخیر

عاشقی تنها گناهم بود و نیست

عزيزم فراموشم خواهي كرد
مرا كه دوستت دارم و مي پرستمت
عزيزم فراموشم خواهي كرد
مرا كه به تو عشق اموختم و عاشقت هستم
عزيزم فراموشم خواهي كرد
باور كن اين حقيقت را
حقيقت تلخ است حقيقت زهر است
باور كن عزيزم باور كن
شبهايت را ستارگان چشمان ديگري
نور خواهند باريد
عزيزم فراموشم خواهي كرد
مرا كه دوستت دارم و مي رستمت
مرا كه عاشقت هستم


تاریخ : یکشنبه 14 مهر 1392
بازدید : 755
نویسنده : plak10
 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com کاش بر ساحل رودی خاموش
عطر مرموز گیاهی بودم
چو بر آنجا گذرت می افتاد
به سرا پای تو لب می سودم

کاش چون نای شبان می خواندم
بنوای دل دیوانه تو
خفته بر هودج مواج نسیم
میگذشتم ز در خانه تو


کاش چون پرتو خورشید بهار
سحر از پنجره می تابیدم
از پس پرده لرزان حریر
رنگ چشمان ترا میدیدم


کاش در بزم فروزنده تو
خنده جام شرابی بودم
کاش در نیمه شبی درد آلود
سستی و مستی خوابی بودم

کاش چون اینه روشن میشد
دلم از نقش تو و خنده تو
صبحگاهان به تنم می لغزید
گرمی دست نوازنده تو

کاش چون برگ خزان رقص مرا
نیمه شب ماه تماشا میکرد
در دل باغچه خانه تو
شور من ...ولوله برپا میکرد

کاش چون یاد دل انگیز زنی
می خزیدم به دلت پر تشویش
ناگهان چشم ترا میدیدم
خیره بر جلوه زیبایی خویش

کاش در بستر تنهایی تو
پیکرم شمع گنه می افروخت
ریشه زهد و تو حسرت من
 زین گنه کاری شیرین می سوخت

کاش از شاخه سر سبز حیات
گل اندوه مرا میچیدی
کاش در شعر من ای مایه عمر
شعله راز مرا میدیدی
 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

 

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com  نشاط انگیز و ماتم زایی ای عشق

عجب رسوا گر و رسوایی ای عشق

اگر چنگ تو با جانی ستیزد

چنان افتد که هرگز بر نخیزد

ترا یک فن نباشد ذو فنونی

بلای عقل و مبنای جنونی

تو لیلی را ز خوبی طاق کردی

گل گلخانه آفاق کردی

اگر بر اونمک دادی تو دادی

بدو خوی ملک دادی تو دادی

لبش گلرنگ اگر کردی تو کردی

دلش را سنگ اگر کردی تو کردی

به از لیلی فراوان بود در شهر

به نیروی تو شد جانانه دهر

تو مجنون را به شهر افسانه کردی

ز هجران زنی دیوانه کردی

تو او را ناله و اندوه دادی

ز محنت سر به دشت و کوه دادی

چه دلها کز تو چون دریای خون است

چه سر ها کز تو صحرای جنون است

به شیرین دلستانی یاد کردی

وزآن فرهاد را بر باد دادی

سر و جان و دلش جای جنون شد

گران کوهی ز عشقش بیستون شد

ز شیرین تلخ کردی کام فرهاد

بلند آوازه کردی نام فرهاد

یکی را بر مراد دل رسانی

یکی را در غم هجران نشانی

یکی را همچو مشعل بر فروزی

میان شعله ها جانش بسوزی

خوشا آن کس که جانش از تو سوزد

چو شمعی پای تا سر بر فروزد

خوشا عشق و خوشا نا کامی عشق

خوشا رسوایی و بد نامی عشق

خوشا بر جان من هر شام و هر روز

همه درد و همه داغ و همه سوز

خوشا عاشق شدن اما جدایی

خوشا عشق و نوای بینوایی

خوشا در سوز عشقی سوختن ها

درون شعله اش افروختن ها

چو عاشق از نگارش کام گیرد

چراغ آرزوهایش بمیرد

اگر میداد لیلی کام مجنون

کجا افسانه می شد نام مجنون؟

هزاران دل به حسرت خون شد از عشق

یکی در این میان مجنون شد از عشق

در این آتش هر آنکس بیشتر سوخت

چراغش در جهان روشنتر افروخت

نوای عاشقان در بینوایست

دوام عاشقی ها در جداییست تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com  دلتنگی من

روز تنهایی من
روز نیلوفری یاد تو بود
یاد لبخند نگاهت
یاد رویایی آغوش تو بود
روز تنهایی من
چهره سرد زمین یخ زده بود
گره مردمک چشم تو باز
به نگاه شب تنهاییمان زل زده بود
روز تنهایی وغم.!
قدر دلتنگی من
آســـمان پــیدا بود

آخرین قطره اشکت
روی بیراهه ی ذهنم لغزید
یـــــــــاد بــــــاد
یاد خاکستری بغض قدیمی
که در آغوش نگاه تو شکست
یادی از رنگ فراق
رنگی از،داد ســــکـوت!!!

اشک من جاری شد
جای تو خالی بود
جـــــــــای تـــــــــو
عکس تو در تاغچه ی کوچک قلبم خندید
شعر دلتنگی من سخت گریست

روز تنهایی من
بـــی تـــــــــــــو گذشت
بــــی تـــــــــو نوشت
بــــی تو شکست
 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com


تاریخ : یکشنبه 14 مهر 1392
بازدید : 561
نویسنده : plak10
 
 آنچه نامش را عشق گذاشتم

هوسی است زود گذر

شهوتی است بی پایان

آنکه او را معشوق خواندم

صیادی است بی رحم

شکارچی است بی رحم

من در این قصای خانه جهان محکومم

تا پروانه ای باشم در حسرت نور شمع

من در این زندان تنهایی اسیرم

تا عاشقی باشم در پی معشوقی مرده
 
 
 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com
 

راه و رسم دلبری را خوب می دانی و بس

خوب بردی تو دلم را ای ثمین تر از نفس

 کرده ای دل را اسیر خود نگردانی رها

همچو مرغی پر شکسته مانده در کنج قفس

 باز کن در را و آزادم کن از بند فراق

تا کشم یک لحظه در باغ تماشایت نفس

 سرخوش و مستم ز دیدار گلی چون تو عزیز

کین چنین یاری نبیند تا قیامت هیچ کس

 تا نگردانی لبم یکبار مهمان لبت

اشک می آید ز چشم چشمه ام همچون ارس

 نازنینم تا نمردم زودتر بنمای رخ

ای تو خواب هر شبم عشقم به فریادم برس

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com                                                                                                   تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com


تاریخ : یکشنبه 14 مهر 1392
بازدید : 500
نویسنده : plak10

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی تورا با لهجه ی گل های نیلوفر صدا کردم.

تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم.

پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس، تو را از بین گل هایی که

در تنهایی ام رویید باحسرت جدا کردم و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی

دلم حیران وسرگردان چشمانی ست رویایی و من تنها برای دیدن زیبایی

آن چشم تورا در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم

همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمهایم را به روی

اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم

نمی دانم چرا رفتی؟

نمی دانم چرا،شاید خطا کردم وتو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی

نمی دانم کجا،تا کی،برای چه،ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید

نمی دانم چرا؟

شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم.

 


تاریخ : یکشنبه 14 مهر 1392
بازدید : 444
نویسنده : plak10

بودی که بار دگر بشنوم صدای تو را ؟

ببینم آن رخ زیبای دلگشای تو را ؟

بگیرم آن سر زلف و به روی دیده نهم

ببوسم آن سر و چشمان دل ربای تو را

ز بعد این همه تلخی که می کشد دل من

ببوسم آن لب شیرین جان فزای تو را

کی ام مجال کنار تو دست خواهد داد

که غرق بوسه کنم باز دست و پای تو را

مباد روزی چشم من ای چراغ امید

که خالی از تو ببینم شبی سرای تو را

دل گرفته ی من کی چو غنچه باز شود

مگر صبا برساند به من هوای تو را


بهترین ها از دنیای دف نوازي و موسيقي سنتي، دنياي هنر و هنرمندان

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران