عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : چهارشنبه 06 شهریور 1392
بازدید : 660
نویسنده : plak10
|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|


من تمام نشانه های حیات را دارم

اما قلبم . . .

مثل ِ حوض کوچکی که ماهی اش را

گربه برده است . . .

ایستاده...


تاریخ : چهارشنبه 06 شهریور 1392
بازدید : 650
نویسنده : plak10

یادت هست می گفتی : نرو هرگز که من بی تو فراموشم !

 

یادت هست می گفتی : که هر لحظه شب ها صدایت هست در گوشم !

 

اکنون آن روزها رفته ................. تو هم رفتی

 

اینک من شدم تنها ................... اسیر دردها

 

غم ها تمام روزها ....شب ها ....ماه ها .........

 

شکسته در گلو بغضم به یادت اشک میریزم

 

به یادت ای وجود و هستی من

 

به یادت میمیرم

 

به یادت ای امید من

 

اکنون

 

دور از آشیان میمیرم

 
 


تاریخ : چهارشنبه 06 شهریور 1392
بازدید : 626
نویسنده : plak10

جرأت دوست داشتن

چه حقیرند مردمی که نه جرأت دوست داشتن دارند و نه اراده‌ی دوست نداشتن 
و نه لیاقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن 
و مدام شعر عاشقانه می‌خوانند 

و تراژدی غم‌انگیز انسان این است که آنچه هست، نباید باشد 
و آنچه باید باشد، نیست و همه حرف‌ها همین است وهمه‌ی دردها همین جا است. 
درد روح این است و این است که: «انسان شقایقی است که با داغ زاده است.» 

 

انسان درد روح دوست داشتن شقایق هبوط در کویر
دکتر شریعتی

تاریخ : چهارشنبه 06 شهریور 1392
بازدید : 617
نویسنده : plak10

نقش کلیدی زنان در امور مختلف جامعه موضوعی نیست که بر کسی پوشیده باشد چرا که زنان در طول تاریخ و در اکثر جوامع علاوه بر قبول تعهدات مربوط به مادری و همسری، همواره در مشاغل و جایگاه‌های مختلف اجتماعی مسئولیت و وظایف خود را با تلاش و جدیت انجام داده‌اند.

 

  یکی از این مشاغل که بر اساس مختصات و دشواری‌هایش بیشتر حضور مردان را در آن شاهد بوده‌ایم، خدمت به مردم و جامعه در لباس «پلیس» است، هرچند بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد که زنان از گذشته‌های دور نیز در این عرصه حضور قابل توجهی داشته‌اند.

 

در این مقاله به بررسی روند حضور پلیس‌های زن در جوامع مختلف و چگونگی فعالیت آنان به عنوان پلیس در کشورهای گوناگون جهان که زمانی نسبتا طولانی از توانمندی‌های این قشر از جامعه در این حرفه بهره برده‌اند، پرداخته شده است.

 

اولین افسران پلیس زن در انگلیس

 

در 16 نوامبر سال 1918 میلادی، یک اطلاعیه رسمی به اتحادیه ملی زنان شاغل انگلیس ابلاغ شد که به موجب آن با اتمام دوره تعلیمات مقدماتی، اولین گروه از پلیس زنان توانستند رسما در این کشور فعالیت خود را آغاز کنند.

 

تا پیش از این مصوبه، بهره‌مندی از پلیس زن در امور پیشگیری از جرم و حفظ نظم عمومی در خیابان‌های انگلیس در قالب افسران ارشد پلیس صورت می‌گرفت. علاوه بر آن نیروهای گشت زنان نیز در کنترل پلیس انگلیس درآمد تا بر فعالیتشان نظارت جامع‌تر شود.

 

در حکم پلیس انگلیس در 22 نوامبر سال 1918 میلادی، ‌طرح تشکیل پلیس زن با انتخاب «استانلی» به عنوان سربازرس مطرح شد که در آن طرح پیشنهاد شده بود 10 ناظر برای فعالیت و راهنمایی افسران پلیس زن در نظر گرفته شوند.

 

 

 

 

 

پس از آن در فراخوان جذب نیروی پلیس که یک ماه بعد صادر شد شرایط استخدام نیروهای پلیس زن نیز اعلام شد. در این حکم علاوه بر اینکه قد مناسب برای پلیس‌های زن تعیین شده بود، نکته مهم دیگر این بود که زنان صاحب فرزند کوچک از خدمت معاف هستند. به علاوه ‌در بخش دیگری از این حکم آمده بود که افسران پلیس زن به عنوان پلیس سوگند یاد نمی‌کنند و از حق بازنشستگی برخوردار نیستند.

 

همچنین کمتر از یک سال بعد 25 افسر زن به خدمت گمارده شدند اما با وجودی که زنان نقش خود را در مدت زمان جنگ ثابت کرده بودند، موفقیت‌شان به عنوان افسران پلیس زن عمر کوتاهی داشت. در آن زمان این باور وجود داشت که فعالیت‌های افسران زن، مناسب کار پلیس نیست و باعث شد تا زنان پلیس کنار گذاشته شوند اما این تصمیم موجب اعتراض گروهی از افسران زن شد.

 

این انحلال کوتاه مدت بود و در سال 1923 میلادی، 50 افسر زن بار دیگر سوگند یاد کردند و این بار از قدرت کامل برای حضور در عملیات‌ها و دستگیری مجرمان برخوردار بودند.

 

پلیس‌های زن در آمریکا

 

از زمان برقراری دپارتمان پلیس در آمریکا در اواسط قرن 19، «پاسبانی» شغلی مردانه در نظر گرفته می‌شد. مردان همچنان اکثریت نیروهای پلیس را تشکیل می‌دادند و تمایلات بر این بود تا این روند در آینده نیز ادامه پیدا کند. اما در حال حاضر می‌توان گفت نیروهای پلیس زن تقریبا 13 تا 14 درصد مجموع نیروهای پلیس این کشور را تشکیل می‌دهند هرچند هنوز هم زنانی برای وارد به این عرصه با موانع بسیاری روبرو هستند.

 

اختلاف نظرهایی در مورد زمان آغاز به کار اولین پلیس زن در آمریکا وجود دارد. در قرن 19 میلادی، گروهی از زنان برای کنترل زنان و کودکانی که در مراکز اصلاح و تربیت بودند،‌ استخدام شدند. اگرچه این زنان مسئولیت‌های افسران پلیس را نداشتند ‌اما در واقع آنان از پیشگامان پلیس زن در این کشور محسوب می‌شوند.

 

در آوریل سال 1908 میلادی، «لولا بالدوین» به عنوان اولین بازرس پلیس زن امریکا برای شهر «پورتلند» در ایالت «اورگن» انتخاب شد. وی اولین زنی بود که در ظاهر تعهدات و اختیارات کامل قانونی را گرفته بود اما در عمل، نقش و اختیاراتش با آنچه که افسران پلیس مرد در آن زمان انجام می‌دادند، مشابه در نظر گرفته نمی‌شد

 

به عبارت دیگر وظایف او همچون پلیس‌های زن، نخست بر پیشگیری از جرائم و امور اجتماعی معطوف بود و صاحب لباس فرم مخصوص و سلاح نبودند اما به تدریج این شرایط تغییر کرد و نقش زنان به عنوان پلیس در این کشور جدی‌تر شد.

 

تاریخچه زنان پلیس در استرالیا

 

استرالیای جنوبی و نیوساوت جنوبی اولین افسران پلیس زن را در سال 1915 میلادی به خدمت گرفت. در دسامبر همین سال «کیت کاکس» و «آنی راس» به ترتیب با 40 و 32 سال سن به عنوان اولین نیروهای پلیس زن در این منطقه انتخاب شدند.

 

در آن زمان بر اساس قانون، حداکثر سن برای پیوستن به نیروی پلیس استرالیای جنوبی، 29 سال بود اما این قانون در مورد نیروهای زن نقض شد. علاوه بر آن میزان حقوق پرداختی به این دو افسر پلیس مشابه با حقوق پرداختی به افسران مرد بود.

 

زنان پلیس در بنگلادش

 

«حسن محمود خندکر»، پلیس کل بنگلادش با بیان اینکه پلیس نقش مهمی در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور بازی می‌کنند معقتد است که زنان پلیس کمک فوق‌العاده‌ای در این زمینه محسوب می‌شوند.

 

به گفته پلیس کل بنگلادش، ‌در گذشته پلیس‌های زن در این کشور تنها در حوزه‌های مرتبط با عملیات‌های ویژه زنان فعالیت داشتند اما اکنون در رسیدگی به پرونده‌های حساس و مهم از توانایی آنان استفاده می‌شود.

 

بخش پلیس زن در این کشور فعالیت خود را از چند دهه قبل و با شش نیرو آغاز کرد اما اکنون تعداد آنان به حدود 6000 نفر رسیده است.

 

نیروهای زن پلیس در عراق


نیروهای پلیس زن در این کشور نیز با آموزش در آکادمی آماده می‌شوند. برخلاف بسیاری دیگر از برنامه‌های امنیتی برای زنان که تنها در طول روز برگزار می‌شود، در این آکادمی آموزش‌های مشابه مردان همچون آموزش تیراندازی به پلیس زن نیز ارایه می‌شود.

 

البته در این کشور نیز مقاومت‌هایی در مورد حضور افسران پلیس زن وجود داشت و برخی مردان این شغل را برای زنان خطرناک می‌دانند. علاوه بر این زنان برای آموزش در این آکادمی مجبور هستند خانواده‌هایشان را برای مدتی ترک کنند.

 

پلیس‌های زن در هنگ‌کنگ

 

اولین بازرس پلیس زن در سال 1949 میلادی به نیروی پلیس این کشور ملحق شد و طبق بررسی‌های اخیر، حدود 14 درصد نیروهای پلیس این کشور از میان زنان هستند که در پست‌های مختلف خدمت می‌کنند.

 

تاریخچه زنان پلیس در بحرین

 

از آنجا که وجود نیروهای پلیس زن در امنیت عمومی جامعه عملکرد موثر و حائز اهمیتی دارد از سال 1970 میلادی از این قشر از جامعه در بحرین استفاده شد و برای شروع کار دو افسر پلیس زن به خدمت گرفته شدند.

 

از زمان به کارگیری زنان به عنوان نیروی پلیس در این کشور از آنان برای خدمات مختلفی کمک گرفته شد به طور مثال از توانایی آنان برای برطرف کردن مشکلات خانوادگی زنان استفاده می‌شد. همچنین نیروی پلیس زن در بحرین در قسمت انگشت‌نگاری از زنان فعالیت دارند و در بخش و اداره مهاجرت، ترافیک و حراست فرودگاه مشغول به کار هستند.

 

پلیس‌های زن در کویت

 

در سال 2001 میلادی شورای وزرای کویت طرح پلیس زن را تصویب کرد و اولین گروه پلیس زن نیز در سال 2007 میلادی در آکادمی «سعد آل-عبدالله» پذیرفته شدند.

 

زنان پلیس در مالزی

 

فعالیت زنان به عنوان نیروی پلیس به وضع فوق‌العاده دوره «مالایا» برمی‌گردد که در آن زمان از زنان محلی به عنوان نیروهای ویژه استفاده شد اما از ماه اوت 1955 میلادی،‌ واحد پلیس زن در این کشور رسما دایر شد و در اولین دوره نیز هفت زن با سمت بازرس پلیس زن در سال 1956 میلادی به خدمت گرفته شدند.

 

 

نیروهای پلیس زن به عنوان افسر یا بازرس پلیس مشغول به کار شدند که پیش از این انجام این مسئولیت‌ها توسط افسران پلیس مرد انجام می‌شد. علاوه بر این نیروی ویژه پلیس زن در زندان‌های مالزی فعالیت دارند و به عنوان گارد ویژه برای مجرمان زن خدمت می‌کنند.

 

اولین پلیس زن آسیایی در انگلیس

 

«کارپال کائور سندهو»، اولین افسر پلیس زن آسیایی است که در انگلیس مشغول به کار شد. «کارپال» نزدیک به 42 سال پیش یعنی در سال 1971 میلادی به پلیس ملحق شد. حضور او در این جایگاه آرزویی بود که به حقیقت منجر شد اما مدت زمان زیادی طول نکشید زیرا او در سال 1973 میلادی به دست همسرش که با شغل او مخالفت داشت به قتل رسید.

 

«کارپال کائور سندهو» از پیشگامان این عرصه بود و موجب شد تا بیش از 280 پلیس زن از کشورهای آسیایی تنها در لندن مشغول به کار شوند.

 

 

 

 

 

پلیس زن در ایران


 

و اما در کشور ما تاریخچه حضور پلیس‌های زن به سال 1341 شمسی برمی­‌گردد. زنان اونیفورم پوش به صورت درجه‌داران و افسران در شهربانی و ژاندارمری به کار گرفته شدند اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز پذیرش و تربیت پلیس زن از سال 1378 شمسی با تصویب مجلس شورای اسلامی آغاز شد. نحوه ورود به دانشگاه پلیس توسط زنان از طریق آزمون سراسری می‌باشد، البته در جذب این دانشجویان علاوه بر رتبه عملی تست ورزش، سلامت جسمانی و روانی و ... هم دخیل است.

 

پلیس زن در قرن 21: پیشرفت اما با کندی

 

نتایج مطالعه مرکز ملی زنان و سیاست‌گذاری آمریکا که در سال 2001 میلادی صورت گرفت، مشخص کرد زنان تنها 12.7 درصد منصب‌های اجرای قوانین را که نیاز به سوگند خوردن دارد به خود اختصاص داده‌اند.

 

همچنین طبق گزارش پلیس فدرال آمریکا که در سال 2003 میلادی منتشر شد،‌ از مجموع نیروهای پلیس تنها 11.4 درصد نیروها را زنان تشکیل می‌دهند.

 

اگر چه جمعیت پلیس‌های زن در جهان افزایش یافته اما روند آن با توجه به جمعیت زنان جهان هنوز کند است و باید در کشورهایی که از توانایی و نیروی پلیس زن استفاده می‌شود، موانع و چالش‌های پیش‌روی فعالیت‌ این قشر برطرف شود.

پلیس زن در هلند


 

پلیس زن در هند


 

پلیس زن در ایسلند


 

پلیس زن در آلمان


 

پلیس زن در فنلاند


 

پلیس زن در کانادا


 

پلیس زن در کره شمالی


 

پلیس زن در دومینیکن


تاریخ : چهارشنبه 06 شهریور 1392
بازدید : 827
نویسنده : plak10

سنگ و سنگ تراش

روزی سنگ‌تراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت می‌کرد، از نزدیکی خانه بازرگانی رد شد. در باز بود و او خانه مجلل باغ و نوکران بازرگان را دید و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت: «این بازرگان چقدر ثروت دارد!» و آرزو کرد که او هم مانند بازرگان شود؛ در یک لحظه به فرمان خدا تبدیل به بازرگانی با جاه و جلال شد.

 وی تا مدتی فکر می‌کرد که از همه قدرتمندتر است تا اینکه روزی حاکم شهر از آنجا عبور کرد، او دید که همه به حاکم شهر احترام می‌گذارند حتی بازرگانان؛ مرد با خودش فکر کرد: «کاش من هم حاکم بودم، آن وقت از همه قدرتمندتر میشدم!» در همان لحظه او تبدیل به حاکم مقتدر شهر شد و در حالیکه روی تخت روان نشسته بود، مردم همه به او تعظیم میکردند، احساس کرد که نور خورشید او را می‌آزارد و باخودش فکر کرد که خورشید قدرتش بیشتر است. سنگ‌تراش این بار آرزو کرد که خورشید بشود و تبدیل به خورشید هم شد، بعد با تمام نیرو سعی کرد که به زمین بتابد و آن را گرم کند.

پس از مدتی ابری بزرگ و سیاه آمد و جلوی تابش او را گرفت، پس با خود اندیشید که نیروی ابر از او بیشتر است و آرزو کرد که تبدیل به ابری بزرگ شود و آن‌چنان شد. کمی نگذشت که بادی آمد و او را به این طرف و آن طرف هل داد؛ این بار آرزو کرد که باد شود و تبدیل به باد شد. ولی وقتی به نزدیکی صخره سنگی رسید، دیگر قدرت تکان دادن صخره را نداشت با خود گفت که قویترین موجود در دنیا صخره سنگ است و تبدیل به سنگی بزرگ و عظیم شد. او همان طور که با غرور ایستاده بود ناگهان صدایی شنید و احساس کرد که دارد خورد میشود. نگاهی به پایین انداخت وسنگ‌تراشی را دید که با چکش و قلم به جان او افتاده است!

 

 


تاریخ : چهارشنبه 06 شهریور 1392
بازدید : 812
نویسنده : plak10

دلی به وسعت دریا

“رابرت دانیس زو” قهرمان مشهور ورزش گلف در آرژانتین، در یک مسابقه برنده شد و مبلغ زیادی پول برد.
در پایان مراسم و پس از گرفتن جایزه، زنی به سوی او دوید و با تضرع و زاری از او خواست تا پولی به او بدهد تا بتواند کودک بیمارش را از مرگ نجات دهد.

 زن گفت که هیچ پولی برای پرداخت هزینه درمان ندارد و اگر رابرت به او کمک نکند کودکش از دست خواهد رفت.
قهرمان گلف درنگ نکرد و تمام پول را به زن داد.

هفته بعد یکی از مقامات انجمن گلف به رابرت گفت: “ساده لوح، خبر جالبی برایت دارم. آن زن اصلاً بچه مریضی نداشت که هیچ، اصلاً ازدواج هم نکرده است. او به تو کلک زده است دوست من.”
رابرت با خوشحالی جواب داد: “خدا را شکر، پس هیچ کودکی در حال مرگ نبوده اینکه خیلی عالیست!”

بیمار قهرمان مسابقه کمک کودک

تاریخ : چهارشنبه 06 شهریور 1392
بازدید : 861
نویسنده : plak10

رفتم، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهی بجز گریز برایم نمانده بود
این عشق آتشین پر از درد بی امید
در وادی گناه و جنونم کشانده بود

 رفتم، که داغ بوسه پر حسرت ترا
با اشکهای دیده ز لب شستشو دهم
رفتم که نا تمام بمانم در این سرود
رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم

رفتم مگو، مگو، که چرا رفت، ننگ بود
عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما
از پرده خموشی و ظلمت، چو نور صبح
بیرون فتاده بود به یکباره راز ما

رفتم که گم شوم چو یک قطره اشک گرم
در لابلای دامن شبرنگ زندگی
رفتم، که در سیاهی یک گور بی نشان
فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگی

من از دو چشم روشن و گریان گریختم
از خنده های وحشی طوفان گریختم
از بستر وصال به آغوش سرد هجر
آزرده از ملامت وجدان گریختم

ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز
دیگر سراغ شعله آتش ز من مگیر
می خواستم که شعله شوم سرکشی کنم
مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر

روحی مشوشم که شبی بی خبر ز خویش
در دامن سکوت بتلخی گریستم
نالان ز کرده ها و پشیمان ز گفته ها
دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم


 

 

تاریخ : چهارشنبه 06 شهریور 1392
بازدید : 705
نویسنده : plak10

مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبارآلود و دور
یا خزانی خالی از فریاد و شور

 مرگ من روزی فرا خواهد رسید
روزی از این تلخ و شیرین روزها
روز پوچی همچو روزان دگر
سایه‌ای ز امروزها‌، دیروزها

دیدگانم همچو دالان‌های تار
گونه‌هایم همچو مرمرهای سرد
ناگهان خوابی مرا خواهد ربود
من تهی خواهم شد از فریاد درد

می خزند آرام روی دفترم
دست‌هایم فارغ از افسون شعر
یاد می‌آرم که در دستان من
روزگاری شعله می زد خون شعر

خاک می خواند مرا هر دم به خویش
می رسند از ره که در خاکم نهند
آه شاید عاشقانم نیمه شب
گل به روی گور غمناکم نهند

بعد من ناگه به یک‌سو می روند
پرده‌های تیرهٔ دنیای من
چشم‌های ناشناسی می خزند
روی کاغذها و دفترهای من

در اتاق کوچکم پا می نهد
بعد من، با یاد من بیگانه‌ای
در بر آیینه می‌ماند به جای
تار مویی، نقش دستی، شانه‌ای

می‌رهم از خویش و می‌مانم ز خویش
هر چه بر جا مانده ویران می‌شود
روح من چون بادبان قایقی
در افقها دور و پنهان می‌شود

می‌شتابند از پی هم بی‌شکیب
روزها و هفته‌ها و ماه‌ها
چشم تو در انتظار نامه‌ای
خیره می‌ماند به چشم راه‌ها

لیک دیگر پیکر سرد مرا
می‌فشارد خاکِ دامنگیر خاک
بی‌تو دور از ضربه‌های قلب تو
قلب من می‌پوسد آنجا زیر خاک

بعدها نام مرا باران و باد
نرم می‌شویند از رخسار سنگ
گور من گمنام می‌ماند به راه
فارغ از افسانه‌های نام و ننگ

 

 

 


تاریخ : چهارشنبه 06 شهریور 1392
بازدید : 618
نویسنده : plak10

 

میدونید چرا لباس فارغ التحصیلی توی کل جهان این شکلیه ؟!

 

یك نمونه دیگر از ارزشهای ایرانی كه خود ما آنرا نمی شناسیم ردای فارغ التحصیلی است. لابد تا به حال شما هم دیده اید وقتی یك دانشجو در دانشگاههای خارج از کشور می خواهد مدرك دكترای خود را بگیرد، یك لباس بلند مشكی به تن او می كنند و یك كلاه چهارگوش كه از یك گوشه آن یك منگوله آویزان است بر سر او می گذارند و بعد او لوح فارغ التحصیلی را می خواند.

 

Untitled-1.jpgهنگامی كه از ما سوال می شود كه این لباس و كلاه چیست؟ چه پاسخی میدهید؟! هنگامی كه از یك اروپایی یا ژاپنی و یا حتی آمریكایی سوال شود این لباس چیست كه شما تن فارغ التحصیلانتان می كنید می گویند ما به احترام "Avicenna" "آوی سنا" پدر علم جهان این لباس را به صورت نمادین می پوشیم.

آنها به احترام "Avicenna" "آوی سنا" كه همان "ابن سینا"ی ماست كه لباس بلند رداگونه می پوشیده، این لباس را تن دانشمندان خود می كنند. آن كلاه هم نشانه همان دستار است (کمی فانتزی شده) و منگوله آن نمادی از گوشه دستار خراسانی كه ما ایرانی ها در قدیم از گوشه دستار آویزان می كردیم و به دوش می انداختیم. در اروپا و آمریكا علامت یك آدم برجسته و دانش آموخته را لباس و كلاه ابن سینا می گذارند، ولی ما خودمان نمی دانیم !!


تاریخ : سه‌شنبه 05 شهریور 1392
بازدید : 586
نویسنده : plak10

 

 

 

 

 

 


بهترین ها از دنیای دف نوازي و موسيقي سنتي، دنياي هنر و هنرمندان

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران