عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : سه‌شنبه 05 شهریور 1392
بازدید : 571
نویسنده : plak10
تنهایی سیگاری ام کرد،بودی اما برای من نه
 
 
چی شد که سیگاری شدی ؟
 
یه شب بارون میومد… خیلی تنها بودم...!!!
 
چی شد که ترک کردی؟
 
یه شب بارون میومد… دیگه تنها نبودم...!!!
 
چی شد الکلی شدی و سیگار رو دوباره شروع کردی؟
 
یه شب بارون میومد… دوباره تنها شدم...!!!
 
چی شد آوردنت اینجا، بستریت کردن؟
 
یه شب بارون میومد… خیلی تنها بودم… تو خیابون دیدمش…
 
اون تنها نبود ... !!!!!!!!!!!!

تاریخ : سه‌شنبه 05 شهریور 1392
بازدید : 738
نویسنده : plak10

 

**من و تنهایی و سردرد و سیگار** . . . از اون روزی که شب اومد به اصرار . . . از اون سالی که یارم رفت به اجبار . . .
 
من عادت کرده ام تنها به این کار . . . **من و تنهایی و سردرد و سیگار**

آن روزها که با تو بودن برایم آرزو بود تمام شد ! امروز با تو بودن یا نبودن فرقی ندارد... سیگار باشد و خیابان ...من
 
میروم تا دود کنم هستی ام را ....!!

تاریخ : سه‌شنبه 05 شهریور 1392
بازدید : 663
نویسنده : plak10
 
قهوه ای چشمانت...قهوه ای تلخ نیاز افتاد
و سیگاری که دودش کنم
بر روی تمام فاکینگ هایی
که  تو را دود کردند
از جهانم...
 آه  تصویر دوست داشتنی ِ من 
در میان دودهای آبی
و پس مانده ی قهوه ام پیدا شده ای انگار
 تا نرفته ای
 مرا ببوس و از عشق حرف بزن...

تاریخ : سه‌شنبه 05 شهریور 1392
بازدید : 740
نویسنده : plak10

 

 

 

 

 

 

 

 


تاریخ : سه‌شنبه 05 شهریور 1392
بازدید : 1096
نویسنده : plak10

عکس نوشته هایی از اشعار آنهایی که عشق را فهمیدند

 

عذاب و وجدان :

عذاب و وجدان

 

علی صالحی :

علی صالحی

 

نترسم که با دیگری خو کنی :

نترسم که با دیگری خو کنی

 

فقط در قلب :

فقط در قلب

 

مولوی :

مولوی

 

شمس لنگرودی :

شمس لنگرودی

 

زن هرگز نمی رود :

زن هرگز نمی رود

 


تاریخ : سه‌شنبه 05 شهریور 1392
بازدید : 587
نویسنده : plak10
 
 
 
ماه من غصه چرا؟
آسمان را بنگر که هنوز بعد صدها شب و روز 
 
مثل آن روز نخست
 
گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد
 
یا زمینی را که دلش از سردی شبهای خزان
 
نه شکست نه گرفت!
 
بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید
 
ودر آغاز بهار ،دشتی از یاس سپید زیر پاهامان ریخت! 
 
ماه من غصه چرا؟
 
تو مرا داری ومن هر شب وروز
 
آرزویم همه خوشبختی توست
 
ماه من!دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن
 
کار آنهایی نیست که خدا را دارند 
 
ماه من!غم و اندوه اگر هم روزی ،مثل باران بارید
 
دل شیشه ای ات،از لب پنجره ی عشق زمین خورد و شکست
 
با نگاهت به خدا چتر شادی واکن
 
و بگو بادل خود،که خدا هست،که خدا هست
 
او همانی است که در تارترین لحظه شب،راه نورانی امید نشانم می داد 
 
او همانی ست که هر لحظه دلش می خواهد همه زندگی ام غرق شادی باشد.
 
او همانی است که من عاشق اویم.

تاریخ : سه‌شنبه 05 شهریور 1392
بازدید : 629
نویسنده : plak10
 
 
من تو را
می‌نگرم
و می‌دانم
که محتاج
یک نگاهی
که تو را تشویق کند تا
خود را بگشائی
اعتماد کنی
از خودت بیرون بیائی
 
من تامل می‌کنم
و پیش روی تو
دری که هنوز
باز نشده
آرام
بسته می‌شود
...
ما بیهوده و بیش از حد برای یکدیگر
استدلال می‌آریم
با خیلی چیزها می‌توان راحت‌تر کنار آمد
جلوی برخی رنجش‌ها را می‌توان گرفت
 
سکوت،
آزردگی‌مان را
نهان می‌سازد
...
با رها شدن
در پرتگاه خویش
شاید
سرانجام
خودت را
دریابی
...
اهمیت ندارد بخواهی
ابرها
گل‌ها
ساعاتِ خوشبختی
را بشماری
 
ابرها پراکنده می‌شوند
گل‌ها پژمرده می‌شوند
ساعات ِ خوشبختی
می‌گذرند
 
مهم این است که
ببینی
دریابی
از آنها لذت ببری
آنها را در خاطرت
نگه داری

تاریخ : سه‌شنبه 05 شهریور 1392
بازدید : 606
نویسنده : plak10
86222183500717440125.jpg
 
با پای دل قدم زدن آن هم "کنار تو" !!!


باشد که "خستگی" بشود شرمسار تو

تاریخ : سه‌شنبه 05 شهریور 1392
بازدید : 599
نویسنده : plak10
 
باد در کشتزارها می‌دود
گیسوانِ بید با باد می‌رقصد
من رویِ دامنه‌ها نشسته‌ام
و دست‌هایم ستونِ اندامم
و دامنم را باد می‌برد
و گیسوانم به دنبالِ باد می‌رود
من روی‌ِ دامنه‌ها نشسته‌ام
و با خودم فکر می‌کنم:
"چرا وقت‌هایی که باد این‌گونه زیبا وزیده است
من همیشه تنها بوده‌ام؟"
من رویِ دامنه‌ها نشسته‌ام
و به اندازه‌ی آن مُرداد که دخترِ همسایه مُرد
دل‌تنگم..

تاریخ : سه‌شنبه 05 شهریور 1392
بازدید : 684
نویسنده : plak10

 

 


بهترین ها از دنیای دف نوازي و موسيقي سنتي، دنياي هنر و هنرمندان

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران