عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : چهارشنبه 21 اسفند 1392
بازدید : 772
نویسنده : plak10

 

 

شگفتا.........
شگفتا وقتی که بود نمی دیدم،
 
وقتی که می خواند نمی شنیدم،
 
وقتی دیدم که نبود، وقتی شنیدم که نخواند.
 
چه غم انگیز است وقتی که چشمه ی سرد و زلال 
 
در برابرت می جوشد و می خواند و می نالد،
 
و تو تشنه ی آتش باشی و نه آب. چشمه که خشکید، 
 
چشمه که از آن آتش که تو تشنه ی آن بودی بخار شد،
 
و به هوا رفت، و آتش کویر را تاخت و در خود گداخت،
 
و از زمین آتش رویید و از آسمان آتش بارید،
 
تو تشنه ی آب گردی و نه تشنه آتش،
 
بعد عمری گداختن از غم نبودن کسی که
 
تا بود از غم نبودن تو می گداخت....     
 
( شاملو )

**********************************************************
دلتنگی های آدمی........
دلتنگی های آدمی را، باد ترانه ای می خواند
 
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد
 
و هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماند،
 
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
 
از حرکات ناکرده، اعتراف به عشق های نهان
 
و شگفتی های بر زبان نیامده،
 
در این سکوت حقیقت ما نهفته است،
 
حقیقت تو و من!
 
( شاملو )
*******************************************
 
 


مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


بهترین ها از دنیای دف نوازي و موسيقي سنتي، دنياي هنر و هنرمندان

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران