آهای کافـﮧ چی …
در این روزهاے پر رفت و بی آمد
ندیدی عزیزی را کـﮧ تمام ِ تلاشش در رفتـטּ بود و نماندטּ ؟
این آخرے ها خبر دیدنش را در کافـﮧ اے بـﮧ مـטּ دادند ؛
اگر رفتـﮧ کـﮧ هیچاگر باز هم آمد تو قهوه ای تلخ تر از تمامی تلخ ها بـﮧ حساب مـטּ برایش بریز ,
اگر از تلخی اش گلـﮧ و شکایتی کرد بگو :فلانی گفت :این تلخی در برابر رفتنت هیچ است .
بگو : کـﮧ فلانی در بـﮧ در این کافه بـﮧ آטּ کافه در پی تو بود بی انصاف !آهای کافـﮧ چی حواست با مـטּ است ؟
هی کافه چی ...
زهرمار بیاور....
زهرمار خیلی میچسبد به درد هایم ...
این همه صندلی خالی ....
بیخیال خیلی وقت است کرکره دنیا به روی من کشیده شده است ..
مطمئن باش هیچوقت فراموشت نکرده ام
فقط دیگر ساکت شده ام ، همین …
همه چيز از اولين بوسه شروع شد
مي ترسيدم ...
مثل یادگار اولین بوسه های سیگار
مرا به کام خود می کشاند
اعتیاد اعتیاد است
حالا هر چه که مي خواهد باشد
ثانیه ها ميرود و من
به خیال خام خود می بوسمت
در رویای که آغشته به دود است ....
این روز ها سیگارمو براي آرامش نمی کشم
برای ضررش میکشم ....
چون خستم .....
هر روز و هر ساعت
عاشقانه می بوسمش
و او دلبرانه برایم میرقصد
چه عاشقانه زیبایی داریم...
من و سیگارم ...
مرا در آغوشت بفشار
بگذار دل ضعفه بگیرم
از اینهمه عاشقانه های محکم ِ تو!!!
سکـــوت میکنم …
بگذار حرفــــــ ها آنقدر یکدیگر را بزننــــــد!!!
تا بمیرنــــــد !!!