عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : چهارشنبه 06 شهریور 1392
بازدید : 706
نویسنده : plak10

زنی چنین که تویی جز تو هیچ کس زن نیست
و گر زن است ، پسندیده ی دل من نیست

زنی چنین که تویی ، ای که چون تو ، هیچ زنی
به بی نیازی ِ بی زینتی ، مزیّن نیست

تراز و طرح و تراشش نیایدم به نظر
اگر تلألو جانی چو تو در آن تن نیست

« نه هر که خال و خطی داشت ، دلبری داند »*
چو نقش پرده که در خورد دل نهادن نیست

گلی است با تو به نام لب و دهن که چُنو
یکی به سفره گل های سرخ ارژن نیست

به طرف دامن حور ِ بهشت گو نرسد
اگر هر آینه دست منت به دامن نیست

مرا به دوری خود می کُشی و می گذری
بدان خیال که خون منت به گردن نیست ؟

نگاه دار دلم را برای آنچه در اوست
که ساغر غم تو در خور شکستن نیست

به خون خود ، خط برهان نویسمت این بار
اگر هر آینه عشق منت مبرهن نیست

چه جای خانه ی بی خانمانی ام ؟ بی تو ،
چراغ خانه ی خورشید نیز ، روشن نیست

طنین نام تو پیچیده است در غزلم
وگرنه شعر من این گونه خودمطنن نیست

 

 

عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.

 

 

 



مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


بهترین ها از دنیای دف نوازي و موسيقي سنتي، دنياي هنر و هنرمندان

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران