عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : شنبه 16 فروردین 1393
بازدید : 745
نویسنده : plak10

وقتی هوای آمدنت احتمالی است

حتی صدات یک هیجان خیالی است

امشب درون هرچه منم دست وپا زدم

گوشی نبود هرچه خودم را صدا زدم

انگار سالیان درازیست مرده ام

اما هنوز هم به کسی دل سپرده ام

خون خورده ام که جای دلم دلبری کند

تا در خیالهای خوشم داوری کند

اینجا به احتمال فراوان نمیرسیم

هرقدر میرویم به پایان نمیرسیم

از فکرهای توی سرم سوز میکشم

هی حسرت گذشتن دیروز میکشم

سلول انفرادی من است سینه من

تنها خیال سرخ تو گنجینه من است

گنجینه ای که بر سر آن مار خفته است

یک اژدها که آن ور دیوار خفته است

تا آمدی سراغ دلم بازی ات گرفت

تا عاشقت شدم دل ناراضی ات گرفت

امشب اتاق وهم عجیبی ست در سرم

این شعر تلخ حک شده در ذهن دفترم

من قول داده ام ،به هوای تو زنده ام

من زنده ام هنوز ، برای تو زنده ام


تاریخ : شنبه 16 فروردین 1393
بازدید : 652
نویسنده : plak10


ترس از یک گذرِ ابدی در همین عنفوان جوانی از مرزِ عشق و دیگر هرگز باز نگشتن! ... راستش بیش از ترسِ از دست دادنِ عشق از ازدست دادنِ شعر میترسم! ... از فقدانِ قلم، ذوق، هنر ! ... بی عشق مگر میتوان شاعر بود؟! ... میترسم که تکه ای وجودم بوده باشد عشق و رهایش کرده باشم! ... مگر نه اینکه "جز به یادِ عشق برناید دَمم ... وه چرا شد این چنین شالوده ام" ؟! ... میترسم که عشق نباشد و شعر نباشد و آب شوم ! ... نکند که همین چند صباحی که خبر نمیگیرمش خانه ام را از یاد ببرد؟! ... نکند آستینِ لباسِ مادری دیگر را بچسبد و تا ابد گمم کند؟ ... نکند سفری برود بی بازگشت؟ ... باتلاق نباشد این حال و روزم ! ... سراب نباشد یک وقت! ... کلمه کم نیاورم! ... کاغذ قهرنکند! ... نمیرم!! ...

نرسد روزی که شعر نداشته باشم ... که ندانم وزن کجاست و قافیه را چطور باید آراست ... نرسد روزی که نتوان نوشت ... بی عشق ... از عشق ... نرسد روزی که عاشق نباشم ... که شاعر نباشم ... درد اگر این است؛ زیباست ... و خدا هماره عاشق است و اسطوره ی شعر ... نمیدانم هنوز که من نثرِ اویم یا نظم ... ولی ردیف را او کاشته و سجع یا قافیه ام دستِ من است ! ...

و بی شک روزی با غزلی آشنا خواهم شد، یا قصیده ای ... و عشق غنچه خواهد کرد و شعر ... شعر روان خواهد بود مانند خون و امان نخواهد داد ب اغیار ...

فقط اینکه واقعاً چنین روزی هست؟ ...آینده بیش از آنچه باید، مجهول است و من کم صبر ... فقط با عشق میتوان راه را دوام آورد ... سر سپرد ... دل سپرد ...

خدایا باز هم جامِ شهد به دستم میدهی ؟ ... باز مهمانِ خانه میشوی؟ مهمانِ خانه ام میشود؟ ...

هنوز میترسم از بازنگشتنش ... از از دست دادنِ شعر ... شاعر مگر بی عشق میشود؟! ... .


تاریخ : شنبه 16 فروردین 1393
بازدید : 698
نویسنده : plak10

برای اما ساقه های شکسته ی خاطره هامان ...

کنار تاقچه ی عادت ؛
روبه روی شعمدانی های معوج خیال
دست را از خرقه ی عادت ،
و پا را از گلیم نواهای سرد
به بیرون واژه ها می اندازم ...

قصد دارم بروم تا دور دست ها
آنجا که هنوز اینجا و فرا اینجایی نبود ،
بعد شوریدگی چلچله ها را
از غزل های مانده بر لب
ترجمه ی زبان های گنگ بدارم

و Term هایی را که دوست دارم
جای تبعید
بر زبانی بیگانه بنشانم
که نهراسم از نگاه دگرانی که می پندارند
می دانند !
و نمی دانند همه ی سیب ها
سیب هبوط آدم و حوا نمی شود !!!

آن وقت wanderung را
نه در دانه های تسبیح
و استخاره های متصل به آن ،
که در استعاره ی ساده ی زبانی دیگر؛
گاه Abwanderung بخوانم
و گاه ذرات خیالم را تا آدم ها پیوند زنم
تا همان ناکجایی که نوای Völkerwanderung بر می خیزد ...

اما نه امروز فصل پاییز است
و نه دیروز بهار
و کدامین چلچله ،
کدامین پرستو در زمستان
به راه دور ،
پروازش را به رنگ zug می دارد مگر ...
که من قناری های مرده را
پیش خاطرات دیرین مان
از نو ذبح بودن های نبود بدارم !

هیچ می دانی اما
با میله هایی که دور تو قفس می شوند
با چهره هایی که رنگ های آبرنگ را
به گمان گواش های لعاب دار
بر سیمای خود می پراکنند ؛
می توان کنار آمد
می توان
اما نمی توان
نمی توان
با باورهایی که لحظه به لحظه به دار می روند
ـ هرچند که میان دغدغه هایشان سهیم نباشی ـ
کنار آمد !

می دانی که نمی شود !
حتی اگر تصویر ها را تبعید دارم
و نام ها را
پای لنگی هست که بساط خاطر را
بر هم زند !

با این وجود وقتی معجونی ارغوانی
روبه روی من و تو و او و آن ها و همین هاست
مستی همیشه هست
و جنونی که بخواند نگاه ها را ز راهی دور !

تو نهال را ته به سر ندار ...
پی ساقه های ترد نیستم !
پی شکسته های آیینه ی بازی هامان حتی ،
و نه حتی در پی
jemandem etwas in die Schuhe schieben
تنها
پی نارون کوچه ی همسایه ام !!
به دور از همه یwarum ها ...
تا فراموش شود
هر آنکه از دوست پرسد ...
?Wo sind Sie
?Wo waren Sie


تاریخ : چهارشنبه 21 اسفند 1392
بازدید : 637
نویسنده : plak10


يک خانم براي طرح مشکلش به کليسا رفت.
او با کشيش ملاقات کرد و برايش گفت:
من دو طوطي ماده دارم که فوق العاده زيبا هستند.
اما متاسفانه فقط يک جمله بلدند که بگويند «ما دو تا ف اح ش ه هستيم.. مياي با هم خوش بگذرونيم؟».
اين موضوع براي من واقعا دردسر شده و آبروي من را به خطرا انداخته..
از شما کمک ميخواهم. من را راهنمايي کنيد که چگونه آنها را اصلاح کنم؟
کشيش که از حرفهاي خانم خيلي جا خورده بود گفت:
اين واقعاً جاي تاسف دارد که طوطي هاي شما چنين عبارتي را بلدند
من يک جفت طوطي نر در کليسا دارم.. آنها خيلي خوب حرف ميزنند و اغلب اوقات دعا ميخوانند..
به شما توصيه ميکنم طوطيهايتان را مدتي به من بسپاريد. شايد در مجاورت طوطي هاي من آنها به جاي آن عبارت وحشتناک ياد بگيرند کمي دعا بخوانند.
خانم که از اين پيشنهاد خيلي خوشحال شده بود با کمال ميل پذيرفت.
فرداي آن روز خانم با قفس طوطي هاي خود به کليسا رفت و به اطاق پشتي نزد کشيش رفت .کشيش در قفس طوطي هايش را باز کرد و خانم طوطي هاي ماده را داخل قفس کشيش انداخت.
يکي از طوطي هاي ماده گفت: ما دو تا ف اح ش ه هستيم. مياي با هم خوش بگذرونيم؟
طوطي هاي نر نگاهي به همديگر انداختند. سپس يکي به ديگري گفت: اون کتاب دعا رو بذار کنار. دعاهامون مستجاب شد...

 

 


تاریخ : چهارشنبه 21 اسفند 1392
بازدید : 777
نویسنده : plak10

 

 

شگفتا.........
شگفتا وقتی که بود نمی دیدم،
 
وقتی که می خواند نمی شنیدم،
 
وقتی دیدم که نبود، وقتی شنیدم که نخواند.
 
چه غم انگیز است وقتی که چشمه ی سرد و زلال 
 
در برابرت می جوشد و می خواند و می نالد،
 
و تو تشنه ی آتش باشی و نه آب. چشمه که خشکید، 
 
چشمه که از آن آتش که تو تشنه ی آن بودی بخار شد،
 
و به هوا رفت، و آتش کویر را تاخت و در خود گداخت،
 
و از زمین آتش رویید و از آسمان آتش بارید،
 
تو تشنه ی آب گردی و نه تشنه آتش،
 
بعد عمری گداختن از غم نبودن کسی که
 
تا بود از غم نبودن تو می گداخت....     
 
( شاملو )

**********************************************************
دلتنگی های آدمی........
دلتنگی های آدمی را، باد ترانه ای می خواند
 
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد
 
و هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماند،
 
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
 
از حرکات ناکرده، اعتراف به عشق های نهان
 
و شگفتی های بر زبان نیامده،
 
در این سکوت حقیقت ما نهفته است،
 
حقیقت تو و من!
 
( شاملو )
*******************************************
 
 

تاریخ : چهارشنبه 21 اسفند 1392
بازدید : 876
نویسنده : plak10


دلم گرفته
دلم عجیب گرفته است
و هیچ چیز،
نه این دقایق خوشبو، که روی شاخه ی نارنج می شود خاموش،
نه این صداقت حرفی، که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست
نه هیچ چیز مرا ازهجوم خالی اطراف نمی رهاند
و فکر می کنم
که این ترنم موزون حزن تا به ابد
شنیده خواهد شد.
(سهراب سپهری)


تاریخ : چهارشنبه 21 اسفند 1392
بازدید : 708
نویسنده : plak10

 

دلتنگیღஜ
تو به سُهراب بگو:

من اگر در تپشِ باغ٬ خدا را دیدم

به سخن خواهم گفت:

که خدایا ...!

اینجا٬

دلِ پُر دردِ دعا٬

تَنگِ آرامشِ گرمایِ پُر از مهرِ تو است ...

تَنگِ یک شاخه گُلِ باغِ بهشت ...

تَنگِ رویایِ عبور از هَوسِ سرخِ گناه ...

گوشه چشمَت٬ همه رویایِ من است ...!



 


تاریخ : سه‌شنبه 20 اسفند 1392
بازدید : 1630
نویسنده : plak10

ـ مامان من اینو نمی پوشما ، این زنونس

ـ زنونه مردونه نداره مادر ، از سوریه آوردم !

Reza Ataran Akbar AbdiWww.KamYab.Ir  جدیترین عکس های طنز با توضیح ( شرح در تصویر خنده دار سری ششم)

رضا عطاران و اکبر عبدی در خوابم میاد

.

.

.

با اعصاب دخترا بازی نکنید :|
نتیجش میشه این ..

Dava DokhtarWww.KamYab.Ir  جدیترین عکس های طنز با توضیح ( شرح در تصویر خنده دار سری ششم)

.

.

.

لامصب خوابگاه نیست کـــه ، کافی نتِ :دی

Khobgah PesarWww.KamYab.Ir  جدیترین عکس های طنز با توضیح ( شرح در تصویر خنده دار سری ششم)

.

.

.

آبی ترین ماهی دنیا‎

MahiWww.KamYab.Ir  جدیترین عکس های طنز با توضیح ( شرح در تصویر خنده دار سری ششم)

 

 

زیبا ساز وبلاگ --- babol211.blogfa.comزیبا ساز وبلاگ --- babol211.blogfa.com


تاریخ : سه‌شنبه 20 اسفند 1392
بازدید : 2733
نویسنده : plak10

 این از اون یا اون از این ؟!

01 Fun[WwW.KamYab.IR] عکس نوشته های طنز و خنده دار

 

جدیدترین طرح اپل !

02 Fun[WwW.KamYab.IR] عکس نوشته های طنز و خنده دار

 

ریا نباشه ها ، ولی اینجا اتاق منه !

03 Fun[WwW.KamYab.IR] عکس نوشته های طنز و خنده دار

 

برید کنار وگرنه همتون رو میکشم !

04 Fun[WwW.KamYab.IR] عکس نوشته های طنز و خنده دار

 

 

زیبا ساز وبلاگ --- babol211.blogfa.comزیبا ساز وبلاگ --- babol211.blogfa.com


تاریخ : سه‌شنبه 20 اسفند 1392
بازدید : 1526
نویسنده : plak10

01 KishWwW.KamYab.IR  جزیره کیش، جلوه گاهی از جاذبه، تاریخ و فرهنگ

با نزدیک تر شدن گام های بهار، بازار سفر بر روی سیاحان و مسافران آغوش می گشاید و در این میان بندرها، شهرهای ساحلی و جزایر، مسافران پر شماری دارند و یکی از این جزایر کیش است که آمیخته ای از جاذبه های طبیعی، تاریخ و فرهنگ است.

جزیره کیش با مساحت افزون بر ۹۰ کیلومتر مربع در فاصله ۱۸ کیلومتری کرانه جنوبی ایران در استان هرمزگان واقع است. طول این جزیره ۱۵ کیلومتر در محور شرقی غربی و پهنای آن هفت کیلومتر در محور شمالی جنوبی است.

این جزیره از طبیعتی منحصر به فرد برخوردار است. سواحل آرام با ماسه های مرجانی، آب زلال دریا که شفافیت آن امکان مشاهده انواع آبزیان را در عمق چند متری ممکن می سازد، پوشش گیاهی چشم نواز در زمستان و اوایل بهار در کنار مجموعه ای از ظرفیت های گردشگری و تفریحی شمار زیادی از هموطنان و اتباع سایر کشورها را برای بهره مندی از این جاذبه های طبیعی روانه این نقطه از ایران می کند.

02 KishWwW.KamYab.IR  جزیره کیش، جلوه گاهی از جاذبه، تاریخ و فرهنگ

 کیش در گذر زمان::

شهر باستانی حریره نمادی از تاریخ جزیره کیش است. این جزیره با منابع آب شیرین در خلیج فارس، سالیان سال از این موهبت خداوندی به عنوان کالا در تجارت با دنیای پیرامون بهره برده است. شاید حریره ملکه قصر خاندان قیاصره حکمرانان کیش در حدود ۹۰۰ سال قبل فکر نمی کرد که عمارت اعیانی آنها روزی کانون بازدیدها در سفر به کیش شود.

03 KishWwW.KamYab.IR  جزیره کیش، جلوه گاهی از جاذبه، تاریخ و فرهنگ

 

 


بهترین ها از دنیای دف نوازي و موسيقي سنتي، دنياي هنر و هنرمندان

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید