عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : چهارشنبه 18 دی 1392
بازدید : 751
نویسنده : plak10

سیگارم چه خوب درک می کند مرا....
وای که چه زیبا کام می دهد....
این نو عروس هر شب تنهایی هایم....
لباس سپیدش را تا صبح برایم می سوزاند....
و من تا صبح بر لبانش بوسه می زنم....
چه لذتی می بریم از این همخوابگی...
او از جان مایه می گذارد و من از عمر...
هر دو می سوزیم به پای هم....


تاریخ : چهارشنبه 18 دی 1392
بازدید : 669
نویسنده : plak10

ساده ، اما براى خودم …
راستش را بخواهى …
دیگر منتظر آمدن “تو” نیستم …
منتظر “رفتن” خودم هستم …
قلبم پیرزنى هفتادساله است ..!
زانوهایش درد میکند …


تاریخ : چهارشنبه 18 دی 1392
بازدید : 610
نویسنده : plak10

در کنار تو بودن زمان را بی معنا می کند
و در بی تو بودن زمان به کار نمی آید

حالا تنها سه سطر مانده تا لحظه ی خداحافظی
و من دارم با همین شعر لعنتی

آخرین فرصت بوسیدنت را
از دست ...
می دهم!

حالا دیگر هر چه که شعر بگویم
از تو
دورتر می شوم

و هر چه شاعرتر باشم
بیچاره ترم ...


تاریخ : چهارشنبه 18 دی 1392
بازدید : 619
نویسنده : plak10


میخواهی بروی؟ {بهانه میخواهی}

بگذار من بهانه را دستت دهم...{!}

برو وهرکس پرسید چرا؟؟بگو لجوج بود!همیشه {سرسختانه عاشق بود!}

بگو فریاد می زد!همه جا فریاد می زد که فقط مرا میخواهد...!

بگو دروغ میگفت! میگفت هرگز ناراحتم نکردی!...

بگو درگیر افسون نگاهم بود...

بگو بی احساس بود! به همه فریاد ها ،... توهین ها و اخم هایم فقط لبخند میزد!

بگو او نخواست: {نــخواستـــــ...!}
ميگـــــن : چــــــــرا ؟

ميــگــــم : چــــون نخــــــــواستـــــــــــ

مــــي پـــرســـن : دلــــــــيلــش ؟
ميگـــــم : نــــــــــــــــميــدونـ ــم

ميگـــن چــــــــيه ؟

ميــگـــم نمــــي تــــونستــــــــــــ

جـــوابــــم ســــــــــــكوت استــــــــــ

دوبـــاره چــــــــرا ؟ چــــــــرا ؟ چــــــــرا ؟

فـــــريـــاد مــــي كشـــــم

چـــــون از اوّلــــم دوستـــــم نداشتـــــــــــ ...


تاریخ : چهارشنبه 18 دی 1392
بازدید : 794
نویسنده : plak10

وقتي 15 سالت بود و من بهت گفتم كه دوستت دارم ...صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به زير انداختي و لبخند زدي...

---------------------lllllllllllll---------------------
وقتي كه 20 سالت بود و من بهت گفتم كه دوستت دارم

سرت رو روي شونه هام گذاشتي و دستم رو تو دستات گرفتي انگار از اين كه منو از دست بدي وحشت داشتي
---------------------lllllllllllll---------------------
وقتي كه 25 سالت بود و من بهت گفتم كه دوستت دارم ..

صبحانه مو آماده كردي وبرام آوردي ..پيشونيم رو بوسيدي و

گفتي بهتره عجله كني ..داره ديرت مي شه

---------------------lllllllllllll---------------------
وقتي 30 سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم ..بهم گفتي اگه راستي راستي دوستم داري

.بعد از كارت زود بيا خونه

---------------------lllllllllllll---------------------
وقتي 40 ساله شدي و من بهت گفتم كه دوستت دارم

تو داشتي ميز شام رو تميز مي كردي و گفتي .باشه عزيزم ولي الان وقت اينه كه بري

تو درسها به بچه مون كمك كني

---------------------lllllllllllll---------------------
وقتي كه 50 سالت شد و من بهت گفتم كه دوستت دارم تو همونجور كه بافتني مي بافتي

بهم نكاه كردي و خنديدي

---------------------lllllllllllll---------------------
وقتي 60 سالت شد بهت گفتم كه چقدر دوستت دارم و تو به من لبخند زدي...

---------------------lllllllllllll---------------------
وقتي كه 70 ساله شدي و من بهت گفتم دوستت دارم در حالي كه روي صندلي راحتيمون نشسته بوديم من نامه هاي عاشقانه ات رو كه 50 سال پيش براي من نوشته بودي رو مي خوندم و دستامون تو دست هم بود

--------------------lllllllllllll---------------------
وقتي كه 80 سالت شد ..اين تو بودي كه گفتي كه من رو دوست داري..

نتونستم چيزي بگم ..فقط اشك در چشمام جمع شد

---------------------lllllllllllll---------------------
اون روز بهترين روز زندگي من بود ..چون تو هم گفتي كه منو دوست داري

---------------------lllllllllllll---------------------
به كسي كه دوستش داري بگو كه چقدر بهش علاقه داري

و چقدر در زندگي براش ارزش قائل هستي

چون زماني كه از دستش بدي،

مهم نيست كه چقدر بلند فرياد بزني

اون ديگر صدايت را نخواهد شنيد


تاریخ : چهارشنبه 18 دی 1392
بازدید : 624
نویسنده : plak10

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري رد ميشي بر ميگرده نگات ميكنه، بدون براش مهمي 

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي برميگرده با عجله مياد به سمتت، بدون براش عزيزي

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي برميگرده نگات ميكنه، بدون براش قشنگي

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه ميكني باهات اشك ميريزه، بدون دوستت داره

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف ميزني تركت ميكنه، بدون عاشقته

4ffr_iiiiiiii.jpg

 

تاریخ : چهارشنبه 18 دی 1392
بازدید : 689
نویسنده : plak10

فواید بعد از ازدواج برای آقایان: خخخخخخخخ
قبل از ازدواج : خوابیدن تا لنگ ظهر
بعد از ازدواج : بیدار شدن زودتر از خورشید
نتیجه اخلاقی : سحر خیز شدن

قبل از ازدواج : رفتن به سفر بی اجازه
بعد از ازدواج : رفتن به حیاط با اجازه
نتیجه اخلاقی : با ادب شدن

قبل از ازدواج : خوردن بهترین غذاها بی منت
بعد از ازدواج : خوردن غذا های سوخته با منت
نتیجه اخلاقی : متواضع شدن

قبل از ازدواج : استراحت مطلق بی جر و بحث
بعد از ازدواج : کار کردن در شرایط سخت
نتیجه اخلاقی : ورزیده شدن

قبل از ازدواج : رفتن به اماکن تفریحی
بعد از ازدواج : سر زدن به فامیل خانوم
نتیجه اخلاقی : صله رحم

قبل از ازدواج : آموزش گیتار و سنتور و غیره
بعد از ازدواج : آموزش بچه داری و شستن ظرف
نتیجه اخلاقی : آموزش های کاربردی و مفید

قبل از ازدواج : گرفتن پول تو جیبی از بابا
بعد از ازدواج : دادن کل حقوق به خانوم
نتیجه اخلاقی : با سخاوت شدن

قبل از ازدواج : ایستادن در صف سینما و استخر
بعد از ازدواج : ایستادن در صف شیر و نان
نتیجه اخلاقی : آموزش ایستادگی

قبل از ازدواج : رفتن به سفرهای هفتگی
بعد از ازدواج : در حسرت رفتن به پارک سر کوچه
نتیجه اخلاقی : امنیت کامل.قهقهه


تاریخ : چهارشنبه 18 دی 1392
بازدید : 537
نویسنده : plak10

حتماً بخون بد نمیبینی داستان ز‌یبای خلقت زن

داستان زیبای خلقت زن از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز می‌گذشت.
فرشته‌ای ظاهر شد و عرض کرد: “چرا این همه وقت صرف این یکی می‌فرمایید؟”
خداوند پاسخ داد: “دستور کار او را دیده‌ای‌؟
باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.
باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.
باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود.
بوسه‌ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.”
فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد.
“این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید.”
خداوند فرمود : “نمی شود!!، چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است، تمام کنم.
از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند،
یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد.”
فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.
“اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی.”
“بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده‌ام.
تصورش را هم نمی‌توانی بکنی که تا چه حد می‌تواند تحمل کند و زحمت بکشد.”
فرشته پرسید : “فکر هم می‌تواند بکند؟”
خداوند پاسخ داد : “نه تنها فکر می‌کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد.”
آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.
“ای وای، مثل اینکه این نمونه نشتی دارد! به شما گفتم که در این یکی زیادی مواد مصرف کرده‌اید!!”
خداوند مخالفت کرد : “آن که نشتی نیست، اشک است.”
فرشته پرسید : “اشک دیگر چیست؟”
خداوند گفت : “اشک وسیله‌ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا‌امیدی، تنهایی، سوگ و غرورش.”
فرشته متاثر شد: “شما نابغه‌اید ‌ای خداوند، شما فکر همه چیز را کرده‌اید، چون زن‌ها واقعا حیرت انگیزند.”
زن‌ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می‌کنند.
همواره بچه‌ها را به دندان می‌کشند.
سختی‌ها را بهتر تحمل می‌کنند.
بار زندگی را به دوش می‌کشند،
ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می‌پراکنند.
وقتی خوشحالند گریه می‌کنند.
برای آنچه باور دارند می‌جنگند.
در مقابل بی‌عدالتی می‌ایستند.
وقتی مطمئن‌اند راه حل دیگری وجود دارد، نه را نمی‌پذیرند.
بدون قید و شرط دوست می‌دارند.
وقتی بچه‌هایشان به موفقیتی دست پیدا می‌کنند گریه می‌کنند.
وقتی می‌بینند همه از پا افتاده‌اند، قوی و پابرجا می‌مانند.
آنها می‌رانند، می‌پرند، راه می‌روند، می‌دوند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستید.
قلب زن است که جهان را به چرخش در می‌آورد
زن‌ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند و می‌دانند که بغل کردن و بوسیدن می‌تواند هر دل شکسته‌ای را التیام بخشد.
کار زن‌ها بیش از بچه به دنیا آوردن است،
آنها شادی و امید به ارمغان می‌آورند. آنها شفقت و فکر نو می‌بخشند
زن‌ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند.
خداوند گفت: “این مخلوق عظیم فقط یک عیب دارد!”
فرشته پرسید: “چه عیبی؟”
خداوند گفت: “قدر خودش را نمی داند . . .”

 

 


تاریخ : چهارشنبه 18 دی 1392
بازدید : 504
نویسنده : plak10

ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺭﻭﺳﭙﯽ؟
ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﭘﺮﺳﯿﺪﯼ ﭼﺮﺍ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ،
ﺯﻧﯽ ﺯﻧﺎﻧﮕﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺭﺩ ﺭﮒ ﻏﯿﺮﺕ ﺍﺭﺑﺎﺑﺎﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ؟!!
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﻫﻤﺎﻥ ﺯﻥ ﮐﻠﯿﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ ﺗﺎ ﻧﺎﻧﯽ ﺑﺨﺮﺩ
ﻭ ﯾﺎ ﺷﻮﻫﺮ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺍﺵ ﺁﺯﺍﺩﺷﻮﺩ ﺍﯾﻦ «ﺍﯾﺜﺎﺭ» ﺍﺳﺖ !
ﻣﮕﺮ ﻫﺮﺩﻭﺍﺯ ﯾﮏ ﺗﻦ ﻧﯿﺴﺖ؟
ﻣﮕﺮ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺟﺴﻢ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﻧﯿﺴﺖ؟
ﺗﻦ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻧﺎﻥ ﻧﻨﮓ ﺍﺳﺖ…
ﺑﻔﺮﻭﺵ ! ﺗﻨﺖ ﺭﺍ ﺣﺮﺍﺝ ﮐﻦ…
ﻣﻦ ﺩﺭ ﺩﯾﺎﺭﻡ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ
ﮐﻪ ﺩﯾﻦ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﭼﻮﺏ ﻣﯿﺰﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﺩﻧﯿﺎﯾﺸﺎﻥ
،ﺷﺮﻓﺖ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﯿﻔﺮﻭﺷﯽ ﺍﺯ ﺗﻦ ﻣﯽ ﻓﺮﻭﺷﯽ
ﻧﻪ ﺍﺯ ﺩﯾﻦ .
ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﻡ ﺭﻭﺯﻩ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ،
ﻏﺴﻞ ﻣﯿﮑﻨﯽ،
ﻧﻤﺎﺯ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﯽ،
ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ ﻫﺎ ﻧﺬﺭ ﺣﺮﻡ ﺍﻣﺎﻣﺰﺍﺩﻩ ﺻﺎﻟﺢ ﺩﺍﺭﯼ،
ﺭﻣﻀﺎﻥ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻓﻄﺎﺭ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ،
ﻣﺤﺮﻡ ﺗﻌﻄﯿﻠﯽ.
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﺎ ﻇﺎﻫﺮﯼ ﻋﺎﻟﻤﺎﻧﻪ،
ﺟﻤﻌﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺩﯾﻦ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻩ ﮐﻨﻢ، ﺯﻫﺪ ﺭﺍ ﺑﺴﺎﻁ ﮐﻨﻢ،
ﻏﺴﻞ ﻫﻢ ﻧﮑﻨﻢ،
ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺣﺮﻡ ﺍﻣﺎﻣﺰﺍﺩﻩ ﺻﺎﻟﺢ ﻧﺮﻭﻡ،
ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﻓﻄﺎﺭ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻓﻄﺎﺭ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﺎﺷﻢ،
ﻣﺤﺮﻡ ﻫﻢ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻧﮑﻨﻢ!
ﻓﺎﺣﺸﻪ !!
ﺩﻋﺎﯾﻢ ﮐﻦ …
                                       ...ﻓﺮﯾﺪﻭﻥ ﻓﺮﺧﺰﺍﺩ...


تاریخ : چهارشنبه 18 دی 1392
بازدید : 717
نویسنده : plak10

نوشتم 50% ﺯﻥ ﻫﺎﯼ ﮐﻪ ﺗﻦ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﻣﺘﺎﻫﻞ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﮔﻔﺘﯽ : " ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ !"

ﻧﻮﺷﺘﻢ 75% : ﻣﻌﺘﺎﺩ ﻫﺎ ﺟﻮﺍﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﮔﻔﺘﯽ : " ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ !"

ﻧﻮﺷﺘﻢ : ﭘﺴﺮ ﮐﺮﻭﺑﯽ ﮐﻪ ﺍﻻﻥ ﺩﺭﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﺳﻨﮓ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﻣﯿﺰﻧﺪ ﺑﺎ ﭘﻮﻝ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻓﺘﻪ و به عیش و عشرت پرداخته .
ﮔﻔﺘﯽ : " ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ !"

ﻧﻮﺷﺘﻢ : ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﻭ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻣﯿﺸﻮﺩ
ﮔﻔﺘﯽ : ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ

ﻧﻮﺷﺘﻢ :ﭘﺪﺭﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻬﯿﺰﻩ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻠﯿﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﻓﺮﻭﺧﺖ
ﮔﻔﺘﯽ : ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ

ﻧﻮﺷﺘﻢ : ﺁﻣﺎﺭ ﺍﺳﯿﺪ ﭘﺎﺷﯽ ﻭ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻋﺸﻖ ﺯﯾﺎﺩ ﺷﺪﻩ
ﮔﻔﺘﯽ : ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ

ﻧﻮﺷﺘﻢ : ﺳﻦ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺑﺨﺖ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﺍﺯ ﻓﻘﺮ ﺑﻪ ﺯﯾﺮ 14 ﺳﺎﻝ ﺭﺳﯿﺪ
ﮔﻔﺘﯽ : ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ

ﻧﻮﺷﺘﻢ : ﻣﺮﺩﻡ ﮐﺸﻮﺭﻣﺎﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻔﺮﯾﺢ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺯﻫﺮﺍ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ .
ﮔﻔﺘﯽ : ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ

ﻧﻮﺷﺘﻢ : ﺩﺍﺭﻭﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﻥ ﺧﺎﺹ ﺩﻩ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺁﻣﺎﺭ ﻣﺮﮒ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺘﻪ
ﮔﻔﺘﯽ : ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ.

ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺍﺯﺕ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ , ﭘﺴﺮﺕ ﻣﻌﺘﺎﺩ ﺷﺪ , ﺩﺧﺘﺮﺕ ﻓﺎﺣﺸﻪ , ﺯﻧﺖ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﻃﻼﻕ!
ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴتی

ﭘﺎﺳﭙﻮﺭﺕ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﯽ ﺍﺭﺯﺵ ﺷﺪ , ﻧﺎﻣﺶ ﺑﺎﻋﺚ ﻧﻨﮓ ﺷﺪ , ﻭﺭﺯﺷﮑﺎﺭﺵ ﺍﺯ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﭘﻨﺎﻫﻨﺪﻩ ﺷﺪ , ﻧﺨﺒﻪ ﺍﺵ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﺪﻝ ﻣﻮ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺍﺧﺮﺍﺝ ﺷﺪ , ﺍﺳﻄﻮﺭﻫﺎﯾﺶ
ﻋﺮﺑﯽ ﺷﺪ , ﺷﺎﺩﯼ ﺟﺮﻡ ﺷﺪ , ﺗﺠﻤﻊ ﺑﺎﻻﯼ 10 ﻧﻔﺮ ﻏﯿﺮ ﻣﺠﺎﺯ ﺷﺪ , ﺻﺤﻨﻪ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﺷﺪ , ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺍﺳﮑﺎﺭ ﮔﺮﻓﺖ ﺷﺒﮑﻪ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﻏﺰﻩ ﮔﻔﺖ , ﺩﺭ ﺷﻬﺮﯼ ﺁﺏ ﻧﺒﻮﺩ ﺁﺏ ﺻﺎﺩﺭ ﺷﺪ , ﺍﺭﻣﻨﺴﺘﺎﻥ ﭘﻮﻝ ﺑﺮﻕ ﻧﺪﺍﺩ ﺑﺮﻕ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺷﺪ , ﻣﺨﺪﺭ ﺷﯿﺸﻪ ﻫﻢ ﻗﯿﻤﺖ ﻗﻠﯿﺎﻥ ﺷﺪ...

ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﺒﻮﺩﯼ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯼ

ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﺒﻮﺩﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯼ

ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﺒﻮﺩﯼ ﭘﺪﺭ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯼ

ﻣﺎﺩﺭ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯼ , ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯼ


بهترین ها از دنیای دف نوازي و موسيقي سنتي، دنياي هنر و هنرمندان

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید