عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

منوی کاربری

:: خوش آمدی : [Login_Name]
:: آخرین ورود:[Login_Date_Last]
:: نام کاربری : [Login_Username]
:: پنل کاربری
:: مشاهده پروفایل
:: ارسال پست جدید
:: ویرایش پروفایل
:: خروج از سایت
تاریخ : دوشنبه 16 دی 1392
بازدید : 649
نویسنده : plak10

من عز این شهر میرم
شهری که ستاره هاش خاموشه
معشوق عاشقشو میفروشه
به هیچ و پوچ زندگی
من از این شهر میرم
شهری که به ظاهر اشنا زیاده
اما تو نمیدونی
درداتو تو تنهایی به کی بگی......

********************************************************
چندان هم دور نیستی ؛ فقط به اندازه ی یک نمیدانم از من فاصله گرفته‌ای !

آری ، “نمیدانم” کجایی ؟...

************************************************************
زن به خاطر طبیعتش ضعیفه...
اما در مقابل سختیا بیشتر از یه مرد تحمل داره...
تنها چیزی که زن رو از پا در میاره تو خالی از آب در اومدن مردشه...

************************************************************
بیخوابی شب هایم را به چه تعبیر کنم که شب ارامش نگاه تورا
برایم زمزمه میکند ارام بخواب که من بیقرار بیدارم تا تو ارام بخوابی

*************************************************************
ﭘﺴﺮﮎ ... .
ﮔﺎﻫﯽ ﺩﺧﺘﺮﮎِ ﻗﺼﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ
ﺑﺎﻧﻮﯼِ ﻣﻦ
ﺻﺪﺍ ﮐﻦ!
ﮔﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻋﺠﻠﻪ ﯾﺎ ﺑﺎ ﺣﺮﺹ! ﺍﺳﻤﺖ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ
ﺁﺭﺍﻡ ﺑﮕﻮ:
ﺟﺎﻧﻢ؟
ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﭼﻪ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺑﺎ ﺷﺮﻡ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ:
ﺟﺎﻧﺖ ﺑﯽ ﺑﻼ ... .
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﯾﮏ ﺟﻌﺒﻪ ﺷﮑﻼﺕ ﯾﺎ ﭘﺎﺳﺘﯿﻞ
ﺑﺨﺮ
ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺑﻨﺸﯿﻦ ﻭ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﻦ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺭﺍ ... .
ﮐﻪ ﺫﻭﻕ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﻌﺒﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ
ﺷﯿﺮﯾﻨﺶ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺨﺎﻃﺮِ ﺩﺳﺘﺎﻥِ ﺗﻮﺳﺖ ... .
ﭘﺴﺮﮎ ... .
ﺑﯿﺎ ﯾﮏ ﺭﺍﺯِ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻓﺎﺵ ﮐﻨﻢ:
ﺩﺧﺘﺮﻫﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﺮ ﭼﯿﺰ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ
ﯾﮏ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺷﻮﻕ ﻫﺎﯼِ ﮐﻮﭼﮏ ﻭ ﺭنگی ...

****************************************************************
طناب را به گردنم انداختند . گفتند : آخرین آرزویت ؟

.

.

.

.

.

.گفتم : دیدن عشقم !

گفتند : خسته است ، تا صبح برایت طناب بافته...


تاریخ : دوشنبه 16 دی 1392
بازدید : 1057
نویسنده : plak10

هنگام
بارش بارون
سرتو ب آسمون نگیر
من..
ب بوسه های بارون
رو صورتتم
حسودی میکنم..

**************************************************
خیال نکن
اگر برای کسی تمام شدی،
امیدی هست!
خورشید...
از آن جا که غروب می کند,
طلوع نمی کند!

**************************************************
حماقت که شاخ و دم ندارد!
حماقت یعنی من که
اینقدر میروم تا تو دلتنگِ من شوی! ..
خبری از دلتنگی تو نمیشود!
برمیگردم چون
دلتنگت می شوم..!

***************************************************
غم دانه دانه می افتد روی صورتم....
شور است؛
طعم ِِ نبودنت....

***************************************************
ديشب با خدا دعوايم شد / باهم قهر كرديم

فكر كردم ديگر مرا دوست ندارد / رفتم گوشه اي نشستم / چند قطره اشك ريختم

و خوابم برد / صبح كه بيدار شدم مادرم گفت:

نميداني از ديشب تا صبح چه باراني مي آمد...

***************************************************
من ازین شهر میرم
شهری که گذشته هامو پوشونده
خاطرات خوبمون جا مونده
تو تموم کوچه ها.....
من ازین شهر میرم
تو بمون و ادمای بی سایه
عاشقانه های گرم و بی پایه
به فکر موندنم نباش.......


تاریخ : دوشنبه 16 دی 1392
بازدید : 555
نویسنده : plak10

***من مانده ام با یاد تو
و بغضی که لگد می زند
بر حنجره ای پا به ماه***


تاریخ : دوشنبه 16 دی 1392
بازدید : 461
نویسنده : plak10
شناخت تفاوت های زن و مرد لازمه یک زندگی سرشار از آرامش و نشاط است .
زن و مرد هر دو فقط از لحاظی که از نوع انسان هستند به هم شبیه اند اما از هر لحاظ دیگر باهم متفاوتند.
روزنه آنلاین

(مردان)
1- سکوت را دوست دارند.
2- همزمان فقط یک کار را می توانند انجام دهند.
3- هدفشان از صحبت کردن تبادل اطلاعات است.
4- زمانی که باهم هستند هرکدام با ذهن خود صحبت می کنند.
5- به نوبت صحبت می کنند و گوش می کنند و نمی توانند باهم به یک باره صحبت کنند.
6- افکارشان را با خودشان و در درونشان در میان می گذارند.
7-در ارتباط با همسرشان و در مورد صحبت کردن دنبال حل مشکل هستند.مردها به دلیل ساختار مغزی همیشه نقش حلال مسئله را دارند.
8- جملاتشان کوتاه است حتی در جواب به سوالات زن.
9- اصولا در آخر روز که به خانه می آید می خواهند به تلویزیون خیره شوند و روزنامه بخوانند.و به آرامش و سکوت و استراحت نیاز دارد از او باز پرسی نکنیم.
10- پاسخ هایشان همیشه کوتاه است و از حرف زدن زیاد ناراحت می شوند.
11-مستقیم گفت و گو می کنند و رو راست و شفاف خواسته هایشان را بیان می کنند.
12- سعی کنید با مردان درباره چند موضوع همزمان صحبت نکنید و در هر زمان در مورد یک موضوع صحبت کنید.

(زنان)
1- همزمان چند کار را به راحتی می توانند انجام دهند.
2-یک زن در 10 ثانیه احساس متفاوت گوینده دیگر را در خود نشان می دهد اما مرد نمی تواند این کار را انجام دهد.
3- علاقه بیشتری به احساسات دارند و مردها بیشتر به اشیاء توجه دارند.
4-زن ها وقتی با کسی صحبت می کنند انگار دارند به او جایزه می دهند و وقتی ناراحت هستند صحبت نمی کنند.سکوت زن بیشتر از 9 دقیقه نوعی مجازات تلقی می شود.
5-زن ها از صحبت کردن فقط به دنبال رابطه عاطفی و تخلیه هیجانی هستند.
6- زن ها غیر مستقیم گفت و گو می کنند.(اما باید در ارتباط با مردان مستقیم صحبت کنند اما با جنس خودشان می توانند غیر مستقیم حرف بزنند.


 
نیازهای اساسی زن و شوهر در زندگی زناشویی  

 
زنان و مردان، نه تنها از نظر جسمی، بلکه در بسیاری موارد از نظر روانشناسانه و نیازهای اساسی نیز متفاوتند. در این مطلب برخی از اساسی‌ترین آن تفاوتها که در زندگی و رفتار با همسرتان به کار می‌آید، ذکر شده است.
 
1 - مردان خواهان موفقیت بوده، زنان نیاز به تعلق پذیری دارند.

2 - زنان روحیه لطیف و حساس تری داشته و نیاز دارند احساسات خود را بزبان بیاورند، در پاسخ مردان می خواهند راه گشا و منجی باشند.

3 - مردان به شغلشان به دید جزئی از وجودشان مینگرند، زنان به خانواده خود چنین نگرشی دارند.

4 - مردان بیشتر هدف گرا بوده، اما زنان بیشتر گرایش به برآورده شدن نیازهای فعلی زندگی خود دارند.

5 - تصمیم گیری مردان بیشتر بر پایه اندیشه بوده، اما زنان بیشتر احساسی و با درک مستقیم تصمیم میگیرند.

6 - مردان جسم گرا و زنان رابطه گرا میباشند.

 
● نیازهای مردان :
 
1 - یک شریک جنسی خوب.

2 - یک همدم اهل تفریح.

3 -  یک همسر جذاب.

4 - یک منزل دنج و آرام.

5 - تحسین، احترام، اعتبار، همکاری، پذیرش.

6 - یک همسر حمایت کننده و مشوق.

7 - یک همسر وفادار.
 
 
● نیازهای زنان :
 
1 - عطوفت و مهر ورزی.

2 - گفتگو و درد دلهای صمیمانه. ارتباط تعاملی و همدلانه.

3 - صداقت و صراحت.

4 - حمایت مالی.

5 - همسری که خانواده اولویت زندگی وی باشد.

6 - همسری دلسوز، محافظت کننده، پشتیبان.

7 - امنیت، اعتماد بنفس و تائید.

8 - یک همسر وفادار و متعهد.

9 - جدی گرفتن مشکلات کوچک آنها.

10 - توجه و رغبت نشان دادن به احساسات، عقاید، پیشنهادات و کارهای روزمره آنها.

11 - احساس اینکه آنها یک شریک عشق ورزی میباشند و نه تنها یک ابزاری جنسی.

12 - قدردانی از زحمات آنها.

13 - همسری که در حضور دیگران به آنها احترام گذاشته و به وجودشان ببالد.

14 - بخشی از زندگی شوهر خود بودن: همسری که اهداف و مسائل شغلی خود را با آنها در میان می گذارد.

15 - در آغوش گرفتن آنها.

16 - پذیرش آنها همانگونه که هستند. به آنها اجازه دهیم تا کامل نباشند و زیبایی ظاهری، شخصیت و موفقیتهای آنها را تصدیق کنیم.

17 - همسری که پدر خوبی برای فرزندان آنها باشد.

18 - یک هدیه کوچک و یا یک یادداشت عاشقانه از سوی همسران خود.

19 - یک مرد با اعتماد بنفس.

20 - یک مرد قدرتمند (از لحاظ جسمی، مالی و یا شخصیتی) اما در عین حال مهربان.
 
 

تاریخ : یکشنبه 15 دی 1392
بازدید : 530
نویسنده : plak10

 
چنین گفت رستم به سهــراب یل
که من آبـــرو دارم انــــدر محـــل

مکن تیز و نازک، دو ابـروی خود
دگر سیخ سیـخی مکن مـوی خود

شدی در شب امتــــــحان گرمِ چت
برو گــمشو ای خــاک بر آن سـرت

اس ام اس فرستادنت بس نبـــود
که ایمـیل و چت هم به ما رو نمـود

رهـا کن تو این دختِ افراسیــــــاب
که مامش ترا می نمـــاید کبــــاب

اگر سر به سر تن به کشتن دهیـــم
دریغــا پسر، دستِ دشـمن دهیـــم

چوشوهر در این مملکت کیمـیاست
زتورانیان زن گرفتــن خطـــاست

خودت را مکن ضــــایع از بهــر او
به دَرست بـــپرداز و دانش بجــو

در این هشت ترم، ای یلِ با کـلاس
فقـط هشت واحد نمـودی تو پاس

توکزدرس ودانش، گریزان بـُدی
چرا رشــته ات را پزشـکی زدی

من ازگـــــــــور بابام، پول آورم
که هــرترم، شهـریه ات را دهـم

من از پهلــــوانانِ پیــشم پـــسر
ندارم بجــز گرز و تیـــغ و ســپر

چو امروزیان، وضع من توپ نیست
بُوُد دخل من هفـده و خرج بیست

به قبـض موبایلت نگـه کرده ای
پــدر جــــد من را در آورده ای

مسافر برم، بنـده با رخش خویش
تو پول مرا می دهی پای دیـــش

مقصّر در این راه، تهیمیــنه بود
که دور از من اینگونه لوست نمود

چنیـن گفت سهـراب، ایـــول پـدر
بُوَد گفـــته هایت چو شهـد وشکر

ولـی درس و مشق مرا بی خیـال
مزن بر دل و جان من ضــد حال

اگرگرمِ چت یا اس ام اس شویــم
از آن به که یک وقت دپرس شــویم


تاریخ : یکشنبه 15 دی 1392
بازدید : 538
نویسنده : plak10

پر جمعیت ترین خانواده بریتانیایی که هر سال به تعدادش اضافه می شود سوژه خبری رسانه های انگلیس شده و مادر ۳۷ ساله که به تازگی شانزدهمین فرزندش را به دنیا آورده گفته است با این وجود همچنان به فرزندان بیشتری فکر میکند. سو رادفورد و شوهرش نوئل شانزده فرزند دارند که در این میان ۹ نفر پسر و ۷ نفر دختر هستند.این زوج در هفته ۲۵۰ پوند از درآمدشان را صرف خرید غذا میکنند.

 

این خانواده پر جمعیت هر روز ۳ قرص نان،۲ جعبه که محتوی حبوبات است و ۱۸پیمانه شیر مصرف می کنند. وعده شام این خانواده معمولا به این صورت است: ۱۶ تکه گوشت خوک،۱۵ عدد سیب زمینی،۳ عدد کلم و ۳۰ عدد هویج.سو در این باره به روزنامه سان گفت:من از اینکه یک مادر هستم بسیار خوشحالم،ما بسیار خوشبختیم.من وقتی بچه هایم را میبینم که با هم دیگر هستن بسیار احساساتی میشم.گفتنی است این زوج صاحب نوه هم هستند.


تاریخ : یکشنبه 15 دی 1392
بازدید : 491
نویسنده : plak10

یک روز


با طلوع آفتاب خواهم آمد


و روی خاک سرد گلدان ها خواهم نشست


یک روز در هوای روشن


جوانه خواهم زد


و سبز خواهم شد


یک روز


معجزه می کنم


و روزگار را


پر از روزهای جاودانه خواهم کرد


یک روز


که نامش فرداست


خواهد رسید


اگر این شب لعنتی طولانی بگذارد!


..........................................

 


تاریخ : یکشنبه 15 دی 1392
بازدید : 645
نویسنده : plak10

از بس که از فراق تو دل نوحه گر شده

روزم به شام غربت و غم تیره تر شده

آزرده گشت خاطرت از کرده های من

آقا ببخش نوکرتان دَردِسَر شده

تنها خودت برای ظهورت دعا کنی

وقتی دعای من ز گنه بی اثر شده

از شام هجر یار بسی توشه می برد

آنکس که اهل ذکر و دعای سحر شده

بودم مریض و روضه ی تو شد دوای من

حالم به لطفتان چقدر خوب تر شده

رفت از نظر محرّم و آقا نیامدی

حالا بیا که آخرِ ماه صفر شده

بعد از دو ماه گریه به غم های کربلا

حالا زمان ندبه به داغی دِگر شده

یَثرب برای فاطمه نقشه کشیده است

یَثرب چقدر بعدِ نبی خیره سر شده

باید که بعد از این به غم مادرت گریست

فصل شروع ماتم خیرُالبشر شده

از شعله های پشتِ در خانه ی علی است

گر آتشی به کرب و بلا شعله ور شده

آن روز اگر به صورت مادر نمی زدند

لطمه دگر به چهره ی دختر نمی زدند


تاریخ : یکشنبه 15 دی 1392
بازدید : 423
نویسنده : plak10

از صفای ضــــــریح دم نزنید


حرفـــــــی از بیـــــــرق و علـــــــــم نزنید


گـــــریــه های بلند ممنـــــــوع است


روضـــــه که هیچ سینـــــه هم نزنید


کــــــربلا رفتـــه ها کنار بقیــــــع


حرفــــــی از صحــــن و از حـــــــرم نزنید


زائـــــــری خستــــه ام نگهبانان


به خـــــــدا زود می روم نزنیــــــد


زائـــــــــری داد زد که نا مـــــــردان


تازیانـــه به مــــــادرم نزنیــــــد....


تاریخ : یکشنبه 15 دی 1392
بازدید : 560
نویسنده : plak10

تو فکر یک سقفم، یک سقف بی‌روزن
یک سقف پابرجا، محکم‌تر از آهن

سقفی که تن‌پوشِ هراس ما باشه
تو سردی شب‌ها، لباس ما باشه

سقفی اندازه‌ی قلب من و تو .. واسه لمس تپش دلواپسی
برای شرم لطیف آینه‌ها .. واسه پیچیدن بوی اطلسی

زیر این سقف، با تو از گل، از شب و ستاره میگم
از تو و از خواستن تو، میگم و دوباره میگم

زندگیم‌و زیر این سقف، با تو اندازه می‌گیرم
گم میشم تو معنی تو، معنی تازه می‌گیرم

سقف‌مون افسوس و افسوس، تن ابر آسمونه
یه افق یه بی‌نهایت، کمترین فاصله‎مونه

تو فکر یک سقفم، یک سقف رویایی
سقفی برای ما، حتا مقوایی

تو فکر یک سقفم، یک سقف بی‌روزن
سقفی برای عشق، برای تو با من

سقفی اندازه‌ی قلب من و تو .. واسه لمس تپش دلواپسی
برای شرم لطیف آینه‌ها .. واسه پیچیدن بوی اطلسی

زیر این سقف اگه باشه، می‎پیچه عطر تن تو
لُختی پنجره‌هاش‌و می‌پوشونه پیرهن تو

زیر این سقف خوبه عطرِ خود‌فراموشی بپاشیم
آخر قصه بخوابیم، اول ترانه پاشیم


بهترین ها از دنیای دف نوازي و موسيقي سنتي، دنياي هنر و هنرمندان

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران