مهرنوش سهیلی معروف به مهرنوش (زاده ۱۰ آبان ۱۳۵۵ در شهرستان ورامین از توابع استان تهران) خواننده ایرانی است، اصالتا شیرازی است و تا پایان دوره تحصیلش در دانشگاه به همراه خانواده اش در شهرستان ورامین میزیسته است مهرنوش دارای مدرک کارشناسی ارشد آمار و ریاضی از دانشگاه صنعتی اصفهان است و تحصیلات دوره کارشناسی خود را در دانشگاه رازی کرمانشاه گذرانده است.
او در سال ۱۳۸۶ به کشور آمریکا مهاجرت کرده است و اکنون در شهر سن آنتونیو واقع در ایالت تگزاس به همراه همسرش آقای اسداللهی و تنها فرزندش که سام نام دارد زندگی میکند او تا پیش از مهاجرت کارمند بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران بوده و به مدت سه سال و نیم نیز در دانشگاه پیام نور خمین به تدریس ریاضیات مشغول بوده است.
او فعالیت حرفه ای خود را در تیرماه ۱۳۸۹ با انتشار اولین کلیپ خود به نام “نرو” آغاز کرد و بعد از آن با انتشار کلیپ معروف “چشمات” به سرعت به شهرت رسید اولین آلبوم او به نام “چشمات” در بهمن همان سال و اندکی پس از انتشار آهنگ “کم میارمت” که بعد از آهنگ “چشمات” پرطرفدارترین آهنگ آلبومش بود، منتشر شد در تهیه این آلبوم کامران رسول زاده با آهنگسازی و ترانه سرایی و جمال خدامی با تنظیم قطعات او را همراهی میکردند. تمامی کلیپهایی که از مهرنوش منتشر شده است به کارگردانی سیروس کردونی است که مدیر برنامه های وی نیز میباشد و نقش بسزایی در معرفی و شهرت زودهنگام مهرنوش داشته است. تعلیمات آواز مهرنوش به گفته خودش منحصر است به سه ماه شرکت در کلاس آواز نزد استاد میری چند ماه پیش از عزیمتش به آمریکا و سه ماه تعلیم صداسازی نزد دکتر مهدی شمس نیکنام که همزمان با ضبط آلبومش در ایران بود.
نام : دوتزن کروس تاریخ تولد : ۲۳ ژانویه ۱۹۸۵ محل تولد : شمال هلند قد : ۱۷۸ سانتی متر رنگ مو : بلوند رنگ چشم : آبی اندازه ها : ۸۸-۶۲-۸۸ وزن : ۵۴ کیلوگرم سایز لباس : ۳۴ سایز کفش : ۴۱
سوابق شغلی : استخدام در کمپانی های DNA Model Management ، Viva Management ، Women Management کروس در شهر ایست مار در شمال هلند بدنیا آمد.به گزارش پارس ناز بعد از اینکه دبیرستان را تمام کرد به آژانس آمستردام رفت تا برای مانکن شدن تست بدهد.
مسیر شغلی : کراس در صفحات اول مجلات معتبری مانند Time ، Vogue ، Harpers Bazaar ، Seventeen ، Ellie ، Marie Claiere ، Glamour ، Avantgarde ، و… حضور داشته است. همچنین وی در طول سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ مانکن ثابت کمپانی ویتوریا سکرت بوده است. کمپانی هایی که کراس تا به امروز با آنها همکاری داشته عبارتند از : Gucci ، Tommy Hilfiger ، Escada ، D&G ، Valentino ، Versace ، Hugo Boss ، و .. .در سال ۲۰۰۵ وی مانکن برجسته کمپانی کالوین کلین معرفی شد و در سال ۲۰۰۶ برای تبلیغ محصولات اورئال جایگزین ستاره مشهور هالیوود اسکارلت جوهانسون شد. وی هم اکنون در کنار ستارگانی مانند اوا لانگوریا و کری واشنگتون در تبلیغات کمپانی های مشهور دیده می شود.
در سال ۲۰۰۵ وی توسط مجله Vogue به عنوان بهترین مانکن سال انتخاب شد. رقیبان وی مانکن های زیبا و جذابی مانند “هیلاری رودا” ، “کارولین ترنتینی ” ، ” راگول زیمرمن ” ، ” ساشا پیوروا” و … بودند. در آمد وی در سال ۲۰۰۷ رقمی معادل ۴٫۹ میلیون دلار تخمین زده شد و مجله فوربس نام وی را در میان ۱۵ مانکن پردرآمد ثبت کرده بود. این رقم در سال ۲۰۰۸ به ۶ میلیون دلار رسید و نام وی باز هم در میان پردرآمد ترین مانکن های مشهور جهان دیده می شد.
در پایان سال ۲۰۰۸ کمپانی ویکتوریا سکرت اعلام کرد که کراس یکی از جدیدترین فرشتگان این کمپانی لقب گرفته است. او و آدریانا لیما از اولین مانکن های مشهوری بودند که در این کمپانی مشغول بکار شدند.زندگی شخصی دوتزن کروس او نامزد خواننده هیپ هاپ ” دی جی راکوس”است.
لبانت به ظرافت شعر شهوانی ترین بوسه ها را به شرمی چنان مبدل می کند که جاندار غار نشین از آن سود می جوید تا به صورت انسان درآید و گونه هایت با دو شیار مّورب که غرور ترا هدایت می کنند و سرنوشت مرا که شب را تحمل کرده ام بی آن که به انتظار صبح مسلح بوده باشم، و بکارتی سر بلند را از رو سبیخانه های داد و ستد سر به مهر باز آورده م هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست که من به زندگی نشستم!
و چشانت راز آتش است و عشقت پیروزی آدمی ست هنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد و آغوشت اندک جائی برای زیستن اندک جائی برای مردن و گریز از شهر که به هزار انگشت به وقاحت پاکی آسمان را متهم می کند کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود و انسان با نخستین درد در من زندانی ستمگری بود که به آواز زنجیرش خو نمی کرد - من با نخستین نگاه تو آغاز شدم توفان ها در رقص عظیم تو به شکوهمندی نی لبکی می نوازند، و ترانه رگ هایت آفتاب همیشه را طالع می کند بگذار چنان از خواب بر آیم که کوچه های شهر حضور مرا دریابند دستانت آشتی است ودوستانی که یاری می دهند تا دشمنی از یاد برده شود
پیشانیت آیینه ای بلند است تابناک و بلند، که خواهران هفتگانه در آن می نگرند تا به زیبایی خویش دست یابند دو پرنده بی طاقت در سینه ات آوازمی خوانند تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسید تا عطش آب ها را گوارا تر کند؟ تا آ یینه پدیدار آئی عمری دراز در آ نگریستم من برکه ها ودریا ها را گریستم ای پری وار درقالب آدمی که پیکرت جزدر خلواره ناراستی نمی سوزد!
حضور بهشتی است که گریز از جهنم را توجیه می کند، دریائی که مرا در خود غرق می کند تا از همه گناهان ودروغ شسته شوم وسپیده دم با دستهایت بیدارمی شود
شیوانا از راهی میگذشت. مرد جوانی را دید که غمگین و افسرده قدم میزد. خود را کنار او رساند و همپای او قدم برداشت و در همان حال از او دلیل اندوهش را پرسید.
مرد جوان آهی کشید و گفت: "قصد دارم کارگاهی نجاری بزنم اما سرمایهام اندک است و میترسم کسب و کارم نگردد و همین سرمایه کم را از دست بدهم."
شیوانا با لبخند پرسید: "حال چرا شغل نجاری را انتخاب کردهای؟" مرد جوان گفت: "این شغل اجدادی ماست و هنر و مهارت نجاری چیزی است که در خون من جریان دارد. پدر و پدربزرگ من نجارهای خوبی بودهاند ولی در یک آتشسوزی همه اموال خود را از دست دادند و به روز سیاه نشستند. از یک سو میترسم من هم در نهایت شکست بخورم و از سوی دیگر میبینم که چیزی غیر از شغل نجاری مرا راضی نمیسازد. شما میگویید چه کنم؟"
شیوانا کمی قدمهایش را تندتر برداشت و در همان حال با مرد جوان صحبت کرد. شیوانا گفت: "بچه عقاب وقتی میخواهد در آسمانی که پدر و مادرش پرواز میکنند بپرد لب صخره میرود و از آنجا بالهایش را باز میکند تا اولین باد مخالف او را به سمت بالا ببرد. باد که آمد او در آسمان است. اگر باد مساعدی بوزد و بالهای بچهعقاب باز نباشد هرگز پروازی اتفاق نمیافتد. عقاب بالبسته شبیه سنگی است که سقوط فرجام حتمی اوست."
مرد جوان بیاختیار گامهایش را تندتر برداشت تا به شیوانا برسد و در همان حال پرسید: "اما به شما گفتم که سرمایهام اندک است. میترسم این سرمایه اندک را از دست بدهم؟"
شیوانا قدمهای خود را سریعتر کرد و در همان حالت گفت: "تو میگویی مهارت نجاری در رگ و خون تو نهفته است، پس میتوانی این مهارت اجدادی را پیشفروش کنی. وسایل اولیه را تهیه کن و به صورت سیار به سراغ مشتری برو و در محل و با سرمایه اولیه مشتری برایش کار را انجام بده مزد خودت را هم آخر سر بعد از تحویل کار به مشتری و تایید او بگیر. در این صورت تو سرمایهات نزد خودت میماند و مشتری خودش هزینهها را پرداخت میکند. فردی که مهارت دارد نیازی به مکان و کارگاه ثابتی ندارد. هر جا باشد مهارتش را میتواند بفروشد. آنقدر به صورت سیار نجاری کن تا سرمایه اضافی کافی برای خرید یک کارگاه بزرگ و ایمن در مقابل آتشسوزی را برای خودت فراهم کنی."
مرد جوان هم که همپای شیوانا داشت میدوید با خنده گفت: "در تعجبم چرا این راه زودتر به فکر من نرسید؟"
و شیوانا ایستاد و به مرد جوان که همچنان داشت میدوید گفت: "چون بالهایت را بسته بودی و در خود فرو رفته بودی و آهسته قدم برمیداشتی و انتظار داشتی آسمان برای تو آغوشش را باز کند. الان چون داری با امید و نشاط میدوی میتوانی بفهمی چرا بچه عقاب قبل از پریدن بالهایش را باز میکند و مطمئن است که آسمان برای پرواز او آماده است. تو هم اگر در مهارت نجاری واقعا یک عقاب هستی بالهایت را هر جا که هستی باز کن. پرواز تو همان جا اتفاق میافتد."
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید