توچه گفتی سهراب؟ قایقی خواهم ساخت... باکدوم عمر دراز؟ نوح اگر کشتی ساختِِ،عمرخود راگذراند باتبر روزوشبش،بردرختان افتاد سالیان طول کشید،عاقبت اما ساخت پس بگوای سهراب...شعر نو خواهم ساخت بیخیال قایق... یامیگفتی... تاشقایق هست زندگی بایدکرد؟ این سخن یعنی چه؟؟ باشقایق باشی...زندگی خواهی کرد؟ ورنه این شعروسخن، یک خیال پوچ است پس اگر میگفتی... تاشقایق هست ،حسرتی باید خورد،جمله زیباتر میشد. توببخشم سهراب... که اگر در شعرت،نکته ای اوردم،انتقادی کردم بخدا دلگیرم،بخدا من سیرم ،من جوانی پیرم،زندگی رویا نیست،زندگی پر درد است زندگی نامرداست،زندگی نامرداست
پروازمیکنم به دورترین نقطه خاطرات باهم بودنمان هنوز قلبم به طپش می افتد هنوز نفسم بند می آید هنوز گونه هایم سرخ می شود هنوز وجودم گّرمیگیرد توهنوز عاشقم هستی ؟؟
عکس های زیر از مجموعه ی «عروسی ایرانی، روایتی بیرونی» انتخاب شده اند. در این تصاویر تغییراتی را که در چند دهه گذشته در آداب عروسی ایرانی و شکل و قیافه ی عروس و داماد رخ داده است می توان دید
شاهزاده رضا پهلوی ایران و پرنسس فوزیه فواد دختران مصری در سال ۱۳۱۷ ازدواج کرده بودند و از او یک دختر بنام شهناز داشت. مدت کوتاهی پس از سلطنت رضا ازدواج در نهایت به طلاق منجر می شود.
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید